مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٢ - بعضی از تفاوت استعدادها برای تقسیم کار اجتماعی است
شری که شامل اکثریت افراد می گردد مقتضای طبیعت نوع نیست
در چند سطر پیش گفته شد که این شرور به حسب افراد و اشخاص است نه به حسب انواع؛ و گفتیم که به حسب افراد هم باز شر در اقلیت است و خیر در اکثریت، الّا نوعی از شر که شامل اکثریت میشود نه اقلیت. مثال زدیم به جهل به فلسفه یا جهل به هندسه. علم به فلسفه و علم به هندسه کمال است و جهل به آنها فقدان آنهاست و شر است، و اکثریت مردم واجد آن خیر و کمال نیستند، بلکه مبتلا به این شرند، یعنی جاهلند.
شیخ میگوید این امور از اموری نیستند که مقتضای طبیعت نوع باشند. مقتضای کمالات اولیه یا کمالات ثانیه نوع نیست که از مشترکات همه افراد باشد. از استعدادهایی نیست که در همه افراد وجود دارد و همه افراد به آن احتیاج دارند که برای همه واجب باشد یا نافع باشد، نفعی قریب به حد وجوب؛ این جور نیست، بلکه از برای یک افراد معین و محدود است؛ یعنی یک افراد معین و محدودی در نوع انسان پیدا میشوند که این استعداد در آنها بروز میکند، که فقدان این کمالات در آنها برای آنها شر و محرومیت است. جلسه قبل مطلب را به یک نحوی توضیح دادیم که حالا با یک بیان دیگری باز عرض میکنم: آن جلسه عرض کردیم که یک چیزهایی هست که برای همه افراد لازم و ضروری است، یا نافع قریب به حد ضروری است. این امور استعدادشان در همه افراد وجود دارد. فرض کنید که داشتن چشم برای همه افراد لازم و ضروری است.
داشتن مقداری از تفکر و تعقل در یک حد معین برای همه افراد لازم و مفید است.
حالا اگر نگوییم واجب است، میگوییم لازم است در حدی که قریب به حد وجوب است.
اما این که فرد استعدادی داشته باشد و یک توانایی داشته باشد که بتواند دقیقترین مسائل ریاضی یا فلسفی را حل کند، از استعدادهایی است که میگوییم از مختصات نوابغ است. فقط کسانی که نابغه هستند و یک وضع استثنائی دارند اینچنین هستند؛ و این یک مقدارش مربوط به جنبه اجتماعی بودن انسان است.
بعضی از تفاوت استعدادها برای تقسیم کار اجتماعی است
زندگی اجتماعی انسان یک زندگی طبیعی است و خواه ناخواه مابهالاحتیاج