مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٧ - شری که شامل اکثریت افراد یک نوع می شود
خودش باشند، بلکه اگر طبیعت با این وسیله خاص به هدف نرسید از وسیله دیگر استفاده میکند، چون فرض این است که فرد وسیله است برای اینکه طبیعت به هدف خودش که نوع است برسد.
شر حقیقی اقلیت افراد یک نوع را می گیرد
حالا شر حقیقی در اشخاص هم آیا اکثریت اشخاص را میگیرد یا اقلیت اشخاص را؟ گذشته از اینکه مانع نوع نمیشود، از نظر افراد چطور؟ اکثریت افراد را میگیرد یا اقلیت افراد را؟ شیخ میگوید که شر باید همیشه اقلیت افراد را بگیرد. هر شری را که شما در نظر بگیرید، اقلیت افراد نوع گرفتارش میشوند نه اکثریت افراد نوع، مگر یک نوع از شر که آن شامل اکثر افراد نوع هم میشود، که بعداً خواهند گفت که آن هم از باب این است که این کمال نوع [که این شر مانع تحقق آن شده است] مقتضای طبیعت نوع نیست.
فرض کنید که بصیر بودن یک کمالی است برای نوع، که برای آن واجب است، یعنی برای نوع ضرورت دارد، که اگر نباشد احتیاج نوع برآورده نمیشود. یا مثلا یک چیزهایی است که اگر برای نوع واجب هم نیست ولی در حد نافع بودن است، مثل مقعر بودن کف پای انسان. این امری نافع است، ولی اگر هم نباشد چنین نیست که کار نوع زمین بماند.
شری که شامل اکثریت افراد یک نوع می شود
ولی یک چیزها هست که [به دلیل فقدان] استعدادش نقص و شر است، اما آن استعداد برای نوع نیست که تمام افراد نوع آن استعداد را داشته باشند. پس اگر اکثریت آن را ندارند، چنین نیست که اکثریت از چیزی که استعدادش را داشتهاند محروم شده باشند، بلکه این استعدادها همیشه در یک اقلیت پیدا میشود و اکثریت از اول استعدادش را ندارند؛ مانند جهل به فلسفه یا جهل به هندسه. اکثریت افراد مردم به این فنون و علوم خاص جاهل هستند، ولی چنین نیست که استعداد آن در همه افراد نوع باشد و برای همه افراد نوع واجب باشد یا برای همه نافع باشد، آنهم نفعی که قریب به حد وجوب است و مع ذلک اکثریت مردم محروم باشند؛ چنین نیست، بلکه اینها از کمالاتی است که در مورد آنها باید چنین گفت: