مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٩ - شری که شامل اکثریت افراد یک نوع می شود
الکمالات الاوَل [١]، فإذا لم یکن، کان عدماً فی أمر ما یقتضی فیالطباع.
بعضی از کمالات است که اگر وجود هم پیدا کند از قبیل فضل است، نه کمالی که ضرورت داشته باشد؛ از چیزهایی نیست که اگر امکان آن در ذاتی بود، آن ذات این امکان را بنا به مقتضای [خودش] داشته باشد. شیخ میگوید این همان قسمی است که ما آن را استثنا کردیم. در چند سطر پیش گفت: «و لیس الشر الحقیقی یعم اکثر الاشخاص الا نوعاً من الشر». میگوید آن نوع از شری که استثنا کردیم همین است.
این شر از آن جهت که ما انسان هستیم شر نیست.
بعد میگوید که ما خواهیم گفت که این شر است وقتی که اقتضایش در یک شخص انسان یا [شخص] نفس انسان پیدا شود؛ یعنی به حسب یک شخص معین که استعدادش را دارد شر است؛ و لذا افرادی که [استعداد] چیزی را دارند اگر به آن چیز نرسند میگوییم واقعا حیف شد، ولی افرادی که استعدادش را ندارند، دیگر حیف شدنی هم در کار نیست.
سؤال: ملاک استعداد در اینجا چیست؟ استاد: خود طبیعت است.
- طبیعت انسانی؟ ما میگوییم انسان باید کامل شود، یعنی استعدادهایی که دارد باید بروز کند.
استاد: فرض این است که استعدادها در انسان اینگونه است، یعنی این خصوصیت در انسان هست که میان افرادش، در عین داشتن یک سلسله استعدادهای مشترک، استعدادهای دیگری تقسیم شده است، به حکم اینکه یک موجودی است که بدنی دارد و زندگی اجتماعی دارد و باید یک قسمت از نیازها به صورت تقسیم کار برآورده شود. به این معنا این استعدادها تقسیم شده. نه اینکه
[١]. [در بعضی از نسخهها «تتلو الکمال الأوّل» آمده، ولی استاد «تتلوا الکمالات الاوَل» خواندهاند.]