مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٦ - متن
میگویند در جهان شرور وجود ندارد، یعنی نبایستنیها موجود نیستند. از یک موجودی که حکیم و عادل و رحیم باشد چنین چیزهایی پدید نمیآید. به عبارت دیگر، اگر یک انسان عادل و حکیم و رحیمی را به جای مبدأ عالم فرض کنیم، جور دیگری بود. جلوی زلزلهها، طوفانها، ناقصالعضوها، دردها و مرگها را میگرفت.
پس شر یعنی چیزی که بایسته یک انسان عادل حکیم رحیم نیست. پس آنچه از شرور که وجود دارد یا به دلیل این است که مبدأ عالم نمیداند، که این مخالف حکمت است، یا میداند و در عین حال تبعیض روا میدارد و اهمیتی به تبعیض نمیدهد، که در این صورت عادل نیست؛ و اگر هر دو صفت را دارد یعنی عادل هم هست، در مواردی که به عدالت مربوط نمیشود بلکه به مهربانی مربوط میشود، میبینیم که مهربانی ندارد؛ یعنی در مواردی موجودی استحقاق لطف و عنایتی را دارد و استحقاق ترحم پیدا میکند، ولی به او ترحم نمیشود، که اگر کار به دست انسان رحیم بود آن انسان ترحم میکرد، مثلا رفع رنج و درد میکرد. میبینیم که مبدأ عالم چنین رحمتی را روا نمیدارد [١].
متن
فصل فی العنایة و بیان کیفیة دخول الشرفی القضاء الالهی. و خلیق بنا إذا بلغنا هذا المبلغ، أن نحقق القول فی العنایة، و لا شک أنّه قد اتضح لک ممّا سلف منا بیانه أنّ العلل العالیة لایجوز أن تکون تعمل ما تعمل لأجلنا، أو تکون بالجملة یهمها شیء، و یدعوها داع و یعرض لها إیثار. و لا لک سبیل إلی أن تنکر الاثار العجیبة فی تکوّن العالم، و أجزاء السموات، و أجزاء الحیوان و النبات، ممّا لایصدر ذلک اتفاقاً، بل یقتضی تدبیراً ما، فیجب أن یعلم أن العنایة هی کون الأول عالماً لذاته بما علیه الوجود فی نظام الخیر، و علة لذاته للخیر و الکمال بحسب الإمکان، و راضیاً به علی النحو المذکور، فیعقل نظام الخیر علی الوجه الأبلغ فی الإمکان، فیفیض عنه ما یعقله نظاماً و خیراً علی الوجه الأبلغ الذی یعقله فیضاناً علی أتمّ تأدیة إلی النظام، بحسب الإمکان، فهذا هو معنی العنایة.
[١]. [استاد پاسخ به این اشکالات را در ضمن مباحث شرور دادهاند.]