مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٥ - نظریه داروین و غایت داشتن موجودات
خلقت دفعی را پیدا میکند. مثلًا یکمرتبه موجودی که جهاز باصره ندارد مجهز به جهاز باصره میشود.
پس مسأله نظام تدریجی و آن توجیه ساده احتمالات، به شکلی که آنها میگفتند، حتی در فرض تکامل تدریجی داروین هم بیان تمامی نیست، و در نظریه منسوخ داروین و نظریه جدیدی که حالا با تعبیر «جهش» پیدا شده که تحولها به صورت سریع و جهشوار صورت میگیرد، به هیچ شکل قابل توجیه نیست.
سؤال: این، جواب فلسفی ندارد؟ همین جواب علمی را باید بدهیم؟ در جواب علمی بالاخره مناقشه میشود که یک قسمت ازنظریه داروین مبتنی بر انتخاب طبیعی است. نظریه تغییرات تدریجی آن رد شده، ولی نظریه انتخاب طبیعی و این که تنازع بقا صورت میگیرد و نظام فعلی به هر حال هر چه که هست به وجود میآید، باقی است.
استاد: همان تنازع بقا که میگویند، دیگر از بین رفت. بحث بر سر همان انتخاب طبیعی است. خود داروین انتخاب طبیعی را به گونهای توجیه میکند که آخرش انتخاب طبیعت میشود؛ انتخاب طبیعت، نه انتخاب خود به خودی و تصادفی.
داروین در تعبیرات ابتدایی خودش طوری سخن میگوید که انتخاب طبیعی به معنی همان انتخاب غربالی و تصادفی در میآید. مثل این است که ما غربالی داشته باشیم و دانههای گندمی را در آن بریزیم [و با تکان دادن، تصادفاً دانههایی عبور کنند که سالم و قابل ادامه حیاتند.]
بعد از این بحث [١]، به اشکال آخر هیوم میپردازیم که گفت مسأله حکمت و دانش از عدالت و رحمت وصفات دیگر جداست. برهان نظم حداکثر میتواند علم و دانش و شعور را اثبات کند، نه عدالت و رحمت را؛ و از اینجا وارد بحث «شرور» میشویم. این بحثی است که از جهتی به حکمت ارتباط پیدا میکند و از جهتی به عدالت و از جهتی به رحمت.
[١] حدود چند دقیقهای از این ضبط نشده است به همین جهت چند سطر آخر این جلسه با استفاده از دسنوشته شهید قندی تنظیم شده است