مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٢ - اشکال دیگر تغییرات تدریجی عالم و تصادفی بودن نظم
را عقل نمیپذیرد. اما فرض کنیم که برای برداشتن شماره ١ صدبار دستش را برده و دانهای را برداشته و بعد انداخته تا اینکه بالاخره شماره ١ را برداشته است. بعد مکرر این کار را ادامه داده تا دانه دوم آمده است، و همچنین برای دانه سوم به عدد همان احتمالات عمل را تکرار کرده است و بیشتر از آن احتمال تکرار شده است.
در این صورت دیگر احتمال نامعقول نیست. میگوید مثلا میلیاردها بار عمل کورکورانه و تصادفی صورت گرفته تا این دانهها تسبیح شده است.
سؤال: صد به قوه صد میشود.
استاد: بله، خیلی عظیم میشود. اگر صد به قوه صد هم باشد احتمال [انجام نشدن] زیاد و نامحدود است. هر چه که ما احتمال بدهیم، البته این احتمال در پیشگاه عالم آن قدر نیست که حالا آنها میگویند نامحدود است، چون از جمله چیزهایی که حساب کردهاند همین است که تغییرات و تبدلات و تکامل هر چه که جلو آمده، بنا بر فرضیههای امروز بر شتابش افزوده شده است. این خودش مسألهای است. میگویند که آن اول، یعنی حدود میلیاردها میلیارد سال پیش، یک ماده یکنواخت بوده، مثلا عنصر اوّلی که به وجود آمده اتم ئیدروژن بوده است. این، حلقه اول نظمی است که [عالم] به خود گرفته است. بعد از این به مرحله دوم که میرسد و پایه دوم میخواهد پیدا شود و مثلا اتم دیگر یا عنصر دیگر پیدا شود، مدتی طول کشیده است اما نه به مقدار اول. همینطور حلقه به حلقه جلو میآید تا به جانداران میرسد. در جانداران اول حرکت کند است، هر مرتبه تکامل را که طی میکند حرکت سریع میشود، تا میرسد به انسان. به انسان که میرسد حرکت خیلی سریع میشود. در انسان نیز مثلا وقتی که، به قول اینها، به مرحله تمدن میرسد، سرعتش و شتابش صد برابر بیشتر میشود، که خود اینها یک حسابهایی است که در مسأله تکامل چون سرعت خیلی زیاد میشود قهراً احتمالات را کم میکند.
زمان که کم میشود احتمالات هم خیلی کم میشود.
حالا آنها فکر کردهاند و فرض میکنند که احتمال نامحدود است. وقتی که احتمال نامحدود باشد و [عمل] مثلا صد به قوه هزار، یا دههزار به قوه دههزار، یا میلیون به قوه میلیون، یا میلیارد به قوه میلیارد تکرار شده، این به صورت محتمل