مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٨ - برهان نظم ما را به افق ماوراء الطبیعه می رساند، نه بالاتر
در اثر، عالم است. اما این که «إنَّ اللَّهَ بِکلِّ شَیءٍ عَلیمٌ» چطور؟ برهان نظم میگوید: نه، آن خالق فقط بر این نظم آگاه است.
پس اینکه این آقا گفته دلیل نظم حداکثر دلالت میکند بر ناظمی مانند انسان، و بر صفات خداوندی دلالت نمیکند، جوابش این است که کسی از دلیل نظم چنین توقعی هم از اول نداشته است.
سؤال: آیا نمیتوانیم بگوییم که انسان هم خودش جزء این عالم است، بنابراین آن ناظم نمیتواند نظیر انسان باشد؟ چون او میگوید ناظمی نظیر انسان دارد، در حالی که انسان هم جزئی از طبیعت است و آن ناظم نمیتواند نظیر انسان باشد.
استاد: نه، میگوید شما آن مقداری که از راه تشبیه و شباهت به دست میآورید، به همین اندازه است. هر مقداری هم که در خود انسان میبینید، چون از راه شباهت است و دلیل دیگر ندارد، باز هم به اندازه انسان است. اگر ما از راه شباهت وارد شویم راست است؛ همان مقدار که شباهت باشد تجربه داریم، بجز این هم که ما تجربه نداریم.
میرویم سراغ آن حرفش که میگوید: از کجا میگویید که این عالم کامل است؟
حالا او نمیگوید کاملترین عالمها، یا تعبیر «لیس فیالامکان أبدع ممّا کان» را به کار نمیبرد. او میگوید: شما میگویید کامل است و عیب و نقص ندارد. در اینجا در واقع شاید دو ایراد میگیرد: یکی اینکه اولًا اطلاع ما آنقدر زیاد نیست، شاید اگر ما اطلاع زیادی داشته باشیم بتوانیم عیب و نقص بگیریم. دیگر اینکه ما چندین جور عالم را تجربه نکردهایم تا بفهمیم که این عالم کاملترین عوالم است.
جواب این هم خیلی واضح است: هیچ کس از راه تجربه و دلیل نظم مسأله «لیس فی الإمکان أبدع ممّا کان» را نگفته است. حداکثر این است که بگوید در نظم موجود هیچگونه خللی نیست. اما اینکه ما نظمی بالاتر از نظم موجود نداریم، از طریق دلیل نظم نیست و هیچ کس هم چنین استدلالی نکرده است؛ و حتی بسیاری از کسانی که به این دلیل نظم اعتراف دارند منکر «لیس فیالإمکان أبدع ممّا کان» هستند. همه چیز را که از دلیل نظم به دست نیاوردهاند. کسانی که این اصل را اثبات