مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٧ - اشکال اول هیوم بر برهان نظم
انسان برود و آنجا را ببیند شک نمیکند که این ساختمان یک معماری داشته است، معماری که آگاهی داشته و در این کار خودش وارد بوده است، و شک هم نمیکند که سازنده آن انسان است.
چرا؟ چون این بر اساس یک تجربه است. ما قبلًا انسانها را با کارهای آنها تجربه کردهایم، یعنی اینجور کار را از این موجود مکرر به تجربه دیدهایم. حالا دیگر هر وقت ما این کار را ببینیم، بدون آنکه کننده آن کار را دیده باشیم، فوراً به حکم تجربه خود حکم میکنیم که این کار هم کنندهای شبیه به کننده آن کارها دارد. به عبارت دیگر، ما قبلًا علل را با معلولات آنها توأماً تجربه کردهایم، یعنی دیدهایم که این گونه معلولات از این گونه علل پیدا شده است، پس این علل و این معلولات را چندین بار تجربه کردهایم؛ یک بار هم که معلولی مشابه آن معلولات ببینیم، از شباهت معلولات شباهت علل را کشف میکنیم، میگوییم پس این، علتی شبیه به علت آنها دارد. در این جهت که ما از معلولات مشابه علل مشابه را کشف میکنیم، نظیر علم پزشکی است. پزشک یا پزشکانی در یک جایی، در یک شهرستانی، یک نوع بیماری را تجربه کردهاند و دیدهاند که در اثر پیدایش فلان میکروب فلان عارضه در بدن پیدا میشود. این را مکرر تجربه کردهاند و عارضهها را که مشاهده کردهاند، تحقیق کرده و میکروبی را که منشأ این عارضه میشود کشف کردهاند. این را در چندین بار تجربه، نه یکبار، نه دوبار، نه سهبار، کشف کردهاند. حالا اگر در جای دیگری رفتند و همان اثر را که قبلًا دیده بودند ببینند، فوراً حکم میکنند که این نتیجه فلان بیماری است که مکرر تجربه شده است. پس، از معلولات مشابه حکم به علت مشابه میکنیم.
آقای هیوم به چند شکل و در واقع باید بگوییم از چند جهت دلیل نظم را مورد خدشه و مناقشه قرار داده است:
اشکال اول هیوم بر برهان نظم
اولًا، آن شباهت تامّی که میان افعال و مصنوعات انسانها هست، آنچنان شباهتی میان معلولات طبیعت نیست؛ یعنی آن کمال مشابهتی که میان مصنوعات انسان، مثلًا میان این ساختمان و یک ساختمان دیگری که در جاده قم- تهران میبینیم، آن کمال مشابهت را میان معلولات این جهان نمیبینیم. میان معلولات باید چنان کمال