مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٨ - اشکال اول هیوم بر برهان نظم
مشابهتی وجود داشته باشد که وقتی این معلول را میبینیم بتوانیم بگوییم عینا شبیه آن معلول است، تا از آن، کشف علتی شبیه علت آنها بکنیم. این کمال شباهت وجود ندارد.
خود هیوم این مطلب را شاید به این واضحی هم بیان نکرده است. یادم هست در آن دورهای که در مدرسه مروی منظومه میگفتم، اوایلی که آمده بودیم که قریب بیست سال پیش میشود، وقتی رسیدیم به همین بحث که مرحوم شاهچراغی و آقای شریعتمداری و اینها بودند، در همانجا من خودم دلیل نظم را از این جهت مورد خدشه قرار دادم، یعنی این جهتش را. گفتم همان مثالی که خودشان میزنند دلیل بر ضعف این برهان ممکن است باشد. چون مثالی که اغلب متکلمین میگویند این است که اگر ما در بیابانی حرکت کنیم و به قصری برخورد کنیم، به یک ساختمانی، به یک باغی با درختکاری و گلکاری، با ساختمانهایی خیلی مجهز و آماده که همه لوازم و تجهیزات در آن باشد، با اینکه هیچ اطلاعی نداریم، شک نمیکنیم که سازنده آن صنعتگری عالم و مدرک و شاعر یعنی یک انسان بوده است.
در آنجا ما خدشه میکردیم که ممکن است یک نفر ملحد همین را دلیلی علیه شما بگیرد و بگوید چطور شما میان آن بیابان و ساختمان فرق میگذارید؟ بیابان هم که به قول شما صنع خدای علیم و حکیم است. مگر کوهها، دریاها و خود آن بیابان صنع خدای علیم و حکیم نیست؟ پس چطور به اینجا که میرسید فرق میگذارید و میگویید این ساختمان خود به خود به وجود نیامده؟ معنای این فرق گذاشتن این است که غیر از این، خود به وجود آمده و این ساختمان است که صنع یک انسان است.
پس اولًا، ممکن است کسی از این راه خدشه کند که این دلیل مبنی بر تشبیه میان صنع خدا و صنع انسان است، تشبیه میان طبیعت و صنع انسان است، و میخواهید از معلولات مشابه علت مشابه کشف کنید. یک خدشهاش این است که آن کمال مشابهت میان طبیعت و فعل انسان نیست، زیرا وقتی که انسان فعل انسان را در جایی میبیند با طبیعت فرق میگذارد و فوراً میگوید که این کار انسان است. از چه جهت میگوید کار انسان است؟ برای اینکه یک سلسله نظمهای خاص میبیند که میگوید جز از انسان ساخته نیست. اگر کمال شباهت بود، باید هیچ جا میان فعل انسان و فعل طبیعی فرق نگذارد و حال آنکه اینجور نیست.