مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦١ - شرح و توضیح متن
حین وجودها. در علم حضوری تقدم علم بر معلوم معنی ندارد، علم عین معلوم است؛ اگر معلوم حادث است علم هم حادث است. ولی در فرض شیخ که نظام علمی را جدا از نظام عینی میداند، این نظام علمی ازلی است، با این که در نظام عینی یک سلسله امور حادث داریم.
پس [در نظریه شیخ اشراق] اشکال علم قبل از معلوم که لااقل در اسلام جزء ضروریات است و در احادیث هم روی این مطلب تکیه شده که عالمٌ إذ لا معلوم، قادرٌ إذ لا مقدور، باقی میماند و با اینها جور در نمیآید.
در نظریاتی که بعدها آمدهاند و ارائه کرهاند، هم نقص نظریه شیخ برطرف شده است و هم نقص نظریه شیخ اشراق. حالا عبارات را بخوانیم، ببینیم به کجا میرسیم.
شرح و توضیح متن
فبقی لک النظر فی حال وجودها معقولة أنها تکون موجودة فی ذات الاول کاللوازم التی تلحقه، او یکون لها وجود مفارق لذاته و ذات غیره کصور مفارقة علی ترتیب موضوعة [١] فی صقع الربوبیة، أو من حیث [٢] هی موجودة فی عقل أو نفس إذا عقل الاول هذه الصور، ارتسمت فی أیها کان، فیکون ذلک العقل أو النفس کالموضوعة لتلک الصور المعقولة، و تکون معقولة له علی أنها فیه، و معقولة للاول [٣] علی أنها عنه؛ و یعقل الاول من ذاته أنه مبدأ لها، فیکون من جملة تلک المعقولات ما المعقول منه أن الاول مبدأ له بلاواسطة، بل یفیض وجوده عنه أوّلا، و ما المعقول منه أنه مبدأ له بتوسط فهو یفیض عنه ثانیاً، و کذلک یکون الحال فی وجود تلک المعقولات، و إن کان ارتسامها فی شیء واحد، لکن بعضها قبل و بعضها بعد، علی الترتیب السببی و المسبّبی.
[١]. «ترتیب» مذکر است و «موضوعة» مؤنث. به همین جهت، همان طور که در حاشیه آمده، «موضوعة» صفت «صور» است نه صفت «ترتیب».[٢]. قبلًا که این قسمت را تدریس میکردم در حاشیه نوشته بودم کلمه «من حیث» زائد است؛ حالا هم هرچه فکر کردم دیدم این کلمه نمیتواند اینجا معنی داشته باشد؛ یعنی باید بگوییم: «أو هی موجودة». در نسخههای دیگر هم ظاهراً «من حیث» دارد، ولی درست نیست.[٣]. در نسخه «من الاول» است که غلط است و معنی نمیدهد.