مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦ - مناط « علة العلة علة و معلول المعلول معلول »
نکته سوم : همه واسطه ها در حکم یک واسطه اند
نکته سوم این است که میگوید واسطه چه یکی باشد و چه بیش از یکی، فرق نمیکند، تمام اینها در حکم واسطه واحدند. نه اینکه یک وسط است، دو طرفش هم یک علت و یک معلول؛ بلکه اگر قبل از معلول یکی باشد که هم علت است و هم معلول و قبل از آن هم دیگری باشد که هم علت است و هم معلول و به همین ترتیب هرچه بالا برود همه اینها در خاصیت واسطه بودن شریکند. نه به این معنا که هرکدام خودش واسطهای است برای دو طرفش، بلکه به این معنا که همه اینها در حکم واسطه واحد هستند؛ یعنی وقتی به آخرین گفتیم معلولٌ، یعنی معلولٌ للجمیع، و وقتی به اوّلین گفتیم علةٌ یعنی علةٌ للجمیع. حال چه واسطه دو تا باشد و چه سهتا و چه دههزارتا؛ آن که در پایین قرار گرفته معلولٌ للجمیع و آن که در مافوق قرار گرفته علةٌ للجمیع، و آنهایی هم که در وسط قرار گرفتهاند حکم یک واحد را دارند که معلولٌ لما فوق و علةٌ لمادون.
مناط « علة العلة علة و معلول المعلول معلول »
در اینجا نکتهای هست که احتیاج به توضیح دارد. چرا علةُ العلة علةٌ و معلولُ المعلول معلولٌ؟ این نیاز به بیان دارد. البته بیان آن در کلمات شیخ نیست و این با فلسفه ملاصدرا خوب جور درمیآید؛ یعنی فلسفه ملاصدرا این بیان را تکمیل میکند. بیان آن چنین است: اگر ما علتی را فرض کنیم که این علت معلولی را ایجاد میکند، معلول به تمام هستی و به تمام هویت خودش منتسب به علت است. چنین نیست که معلول چیزی باشد و نسبتش با علت چیز دیگر. این، وجودش عین نسبت به علت است، به تمام وجودش منتسب به علت است. تصور غلط در باب علت ایجادی این است که فکر کنیم وقتی علت معلولی را ایجاد کرد، معلول وجودی دارد و نسبتی هم با علت دارد. نه، خودش و انتسابش به علت یک چیز است.
حال اگر چیزی که وجودش عین انتساب به علت است معلولی داشته باشد که وجودش قائم به این باشد، یعنی منتسب به این باشد، یعنی منتسب به چیزی باشد که آن چیز عین انتساب به مافوق است، در نتیجه این عین انتساب به چیزی است که آن چیز هم عین انتساب به علت است؛ انتساب است به انتسابِ به علت، اضافه است به اضافه به علت. آنوقت این معلولِ اول از خودش و در مرحله ذاتش