مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٢ - تفاوت نظر شیخ و ملا صدرا در قیام صور حسیه به نفس
در اینجا شیخ «عقل علیالمعنی البسیط» را آورده است. اگر ما باشیم و این کلمه و قرینهای که شیخ در باب نفس گفته است، میتوانیم بگوییم اشاره به همان حرفی دارد که الآن عرض کردیم؛ و اگر بخواهد چنین باشد، تقریباً راهی میشود برای آن مطلبی که بعد صدرالمتألهین مطرح کرد و گفت که واجب تعالی حتی در مرتبه ذات علم به اشیاء دارد بدون آنکه کثرتی در مرتبه ذات باشد. ولی از قرائنی که اینجا ذکر کرده و اینکه حرف را دنبال نکرده [معلوم میشود که] مقصود شیخ از «عقل بسیط» این است که مانند آنچه در نفس هست که به صورت ترتب زمانی و تأخر زمانی است، نمیباشد.
در اینجا دو مطلب است که باید توضیح داده شود: یکی همین که کسی خیال نکند که وقتی گفتیم علم به ذات علت است از برای علم به معلول اول، و علم به معلول اول علت است از برای علم به معلول دوم، در اینجا تقدم و تأخر زمانی در کار است؛ نه، چنین نیست.
قیام صدوری صور علمیه حق تعالی به ذات او
دیگر اینکه اگر این علم را از نوع علم حصولی و شبیه به علم حصولی و علم ارتسامی میدانیم، کسی خیال نکند که در آنجا حالّ و محلّی هست. در آنجا که شیخ میگوید: «فینسبة المعقولات الیه» میخواهد این مطلب را بیان کند که قیام صور علمیه به حق تعالی قیام صدوری است نه حلولی.
تفاوت نظر شیخ و ملا صدرا در قیام صور حسیه به نفس
قیام صدوری و قیام حلولی مسألهای است که بعدها صدرالمتألهین معتقد شده که حتی قیام صور علمیه به نفس انسان هم قیام صدوری است نه حلولی. شیخ در باب نفس انسان معتقد بوده که قیام صور علمیه به نفس انسان قیام حلولی است. از اکثر حرفهای شیخ برمیآید که حتی قیام حلولی در ماده جسم هم هست، به این معنا که شیخ قائل به تجرد صور معقوله است، ولی از صور معقوله که به صور خیالیه و صور حسیه تنزل کنیم، شیخ قائل به تجرد نیست و میگوید که این صور در مراکز مغز حلول دارند. مثلًا یک جا از مغز مرکز حلول صور حسیه است و یک جای دیگر مرکز حلول معانی حسیه است. یک جا مرکز صوری است که از ناحیه چشم میآید،