مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٤ - شرح و توضیح متن
این عبارات هم مشکل بوده و شاگردان به عبارات مختلف نوشتهاند. به همین جهت این احتمال هست که گاهی عبارت با قلم شاگردان تغییر هم کرده باشد.
و کل مَن تفکر قلیلًا علم أن العاقل یقتضی شیئاً معقولا، و هذا الإقتضاء لایتضمن أن ذلک الشیء اخر أو هو، بل المتحرک إذا اقتضی شیئاً محرکاً لم یکن نفس هذا الإقتضاء یوجب أن یکون شیئا اخر أو هو، بل نوع اخر من البحث یوجب ذلک؛ و تُبین [١] أنه من المحال أن یکون ما یتحرک هو ما یحرک؛ و لذلک لم یمتنع أن یتصور فریق لهم عدد أن فیالاشیاء شیئاً متحرکاً عن ذاته، إلی وقت أن قام البرهان علی امتناعه، و لم یکن نفس تصور المحرک و المتحرک یوجب ذلک، إذ کان المتحرک یوجب أن یکون له شیء محرک مطلقاً بلا شرط أنه اخر أو هو، والمحرک یوجب أن یکون له شیء متحرک عنه بلا شرط أنه اخر أو هو.
آنگاه شیخ به محرک و متحرک مثال میزند. ممکن است کسی بگوید اگر این سخنی که شما میگویید درست باشد پس محرک و متحرک هم میتواند یکی باشد.
شیخ جواب میدهد که دو چیز بودن محرک و متحرک هم به اعتبار اسم فاعلی و اسم مفعولی نیست که اینها چنین اقتضائی داشته باشند؛ آن به اعتبار جهت دیگری است که همان جنبه قوه و فعل باشد. شئ متحرک از آن جهت که متحرک است و از آن جهت که بخواهد محرک باشد بالفعل است، و محال است که یک شئ در آن واحدهم بالقوه باشد و هم بالفعل. این دوگانگی از این جهت است، نه اینکه مفهوم اقتضا دارد.
پس یک وقت بحث بر سر این است که مفهوم چه اقتضا دارد، شیخ میگوید که مفهومش فرق نمیکند. اما در یک مورد که مصداق شکل خاصی دارد، این مربوط به مصداق است. مثلًا در مورد متحرک و محرک برهان اقتضا کرده و الّا صرف مفهوم اقتضا نمیکند؛ و لهذا مانعی ندارد که کسی در اشیاء فرض کند که محرک و متحرک یکی است، همان فرضی که خیلیها هم گفتهاند، زیرا مفهوم «محرک» اقتضا نمیکند
[١]. چون قبل از این «یوجب» آمده بود «تُبین» بهتر است و اگر «یبین» بود باز هم بهتر بود.