مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٤ - شرح و توضیح متن
وجوب وجود نمیتواند یک معنای مشترک فیه باشد، به این معنا که جنس باشد برای انواعی، یا اینکه نوع باشد برای افرادی.
اما شیخ این فرض را که عرض کردیم عرض عام یا عرض خاص باشد، مطرح نکرده، از باب اینکه قبلًا مطلبی را گفته که چنین چیزی محال است.
أما أول ذلک فإن وجوبالوجود لا ماهیة له تقارنه غیر وجوبالوجود، فلا یمکن أن یکون لحقیقة وجوبالوجود اختلاف بعد وجوبالوجود.
اما قسم اول که همان مختلفالحقایق است: اینکه وجوب وجود را جنس بدانیم برای افرادی که آن افراد هر کدام حقیقتشان با حقیقت دیگری از نظر فصل اختلاف دارد، محال است، زیرا «وجوب وجود» هیچ ماهیتی که مقارن او شود غیر از وجوب وجود را نمیتواند [به عنوان فصل] داشته باشد. همین بیان، خود دلیل بر این است که مختلفالحقائق را توضیح میدهد، چون در مختلفالحقائق است که فصل ماهیتی است که مقارن با جنس میشود. در مختلفالحقیقه وجوب وجود جنس میشود و آنچه با او مقارن میشود فصل است که ماهیت است. ولی در مورد متفقالحقیقه آنچه که مقارن میشود عوارض است. درباب عوارض تعبیر «ماهیت» نمیکنند. این خودش یک قرینه است. پس امکان ندارد که حقیقت وجوب وجود بعد از وجوب اختلاف داشته باشد؛ یعنی افرادی که «وجوب وجود» حقیقت آنهاست، اینکه این وجوب جزء حقیقت باشد و حقیقت آنها غیر از این، جزء دیگر هم داشته باشد، ممکن نیست.
بیان دیگر:
و أیضاً، لا یخلو إما أن یکون ما یختلف به احاد واجبالوجود بعد الإتفاق فی وجوبالوجود أشیاء موجودة لکلّ واحد منالمتفقین فیه بها یخالفه صاحبه،