مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣ - آیا تفاوت و تمایز به فصلهای عدمی ممکن است؟
دیگر. عدد ٩٠ و عدد ١٠٠ هر دو نوعی از عددند و تفاوتشان به زیاده و نقص است، «چون که صد آمد نود هم پیش ماست». عدد ١٠٠ همان عدد ٩٠ است بعلاوه یک امر وجودی؛ و عدد ٩٠ نیز همان عدد ٩٠ است منهای آن امر وجودی که همان دهتای دیگر است. این حرفی است که به طور کلی میشود این را ابداع کرد و گفت.
این ادعایی است [که قابل طرح است.]
ولی این آقایان قبول ندارند که چنین باشد. آنها در حسابهای خودشان قبول ندارند که خط نیممتری و خط یکمتری دو نوع مقدار باشند. این دو خط را دو فرد از یک نوع میدانند؛ یعنی اختلاف نیممتر و یک متر را از قبیل اختلافات فردی میدانند نه از قبیل اختلافات نوعی؛ و در باب اعداد میگویند که ماهیت یک عدد، ماهیتی به اصطلاح ذهنی است؛ یعنی اعتبار ذهن خیلی در آن دخیل است. ماهیت هر عددی، آن عدد است به قید این که چیز دیگر با او نباشد، یعنی بشرط لا. یک قید «بشرط لا» در آن هست. مثلًا میگوییم عدد ٤ یعنی ٤ به شرط اینکه چیز دیگر نباشد. ٩٠ همان ٩٠ است؛ یعنی آحاد را پهلوی یکدیگر بگذارید آن قدر که عدد ٩٠ درست شود. صِرف آن آحاد عدد ٩٠ نیست، آن آحاد با قید اینکه چیز دیگر با آن نباشد؛ و لهذا میگویند این حرفی که عرف میگوید که «چون که صد آمد نود هم پیش ماست» غلط است. نودتا، توی صدتا نیست، چون نودتا یعنی آن عدد خاصی که نیم واحد اضافه نداشته باشد. آن نودی که در صدتاست غیر از آن نودی است که خودش یک عدد مستقل و در برابر صدتاست. حالا بحث ما فعلًا این مطلب نیست.
در باب انواع حیوانات هم این مطلب را قبول ندارند که بشود یک ماهیتی در یک جا جنس باشد و در جای دیگر نوع. لااقل امثال شیخ این مطلب را قبول ندارند. امثال ملاصدرا در بعضی جاها این را قبول میکنند؛ یعنی در باب امور مادی و مادیات قبول میکنند که ماده در عالم واقع و نفسالامر گاهی دو حالت پیدا میکند: حالت لابشرطی و حالت بشرط لائی. ماده در حالت بشرط لائی نوع میشود، و در حالت لابشرطی جنس میشود. میگویند حیوانیتی که در انسان است و حیوانیتی که در الاغ است، هر دو با اینکه حیوانیت هستند ولی دو حیوانیت میباشند. در [الاغ] حیوانیت بشرط لا است، یعنی حیوانیتی که ابا دارد از این که غیر حیوانیت با او جمع شود، و در [انسان] حیوانیت لابشرط است که استعداد پذیرفتن غیر حیوانیت را هم دارد. حالا این بحث مقداری دامنهدار میشود. بیان