مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥ - جواب این شبهه
این [نزاع مبنائی] صرف نظر کنیم جا دارد که آن بحث را مطرح کنند و آن استدلال را بیاورند.
سؤال: پس اگر از این صرفنظر نکنیم، این استدلال اینجا درست نیست، چون لازمه آن استدلال که در آن جلسه گفته شد، واجبالوجود بود.
استاد: نه، این به طریق اولی درست است، یعنی این دو برهان هماهنگ یکدیگرند نه بر ضد یکدیگر. شما اینجور میگویید که اولًا ذات واجبالوجود نمیتواند ماهیت باشد؛ ثانیاً به فرض اینکه ماهیت باشد، آنوقت رابطهاش با تشخص چه میشود؟ اینها که بر ضد یکدیگر نیست؛ آن حرف که با این هماهنگ است، نه ضد آن.
- نه، منظور من جای دیگر است. آیا وجوب وجود لازمه واجبالوجود نبوده است؟ یعنی در آن استدلال که بیان کردیم و میخواستیم وحدت را اثبات کنیم، وجوب وجود را لازمه ذات واجبالوجود گرفتیم. ما اینجور اشکال میکنیم که در مکتب اصالت ماهیت وجوب وجود اصلًا درست نیست، یعنی اگر ما تصور کردیم که ماهیت اصیل است وجود اصلًا صادق نمیشود.
استاد: پس این صادق میشود که اصلًا واجبالوجودی وجود ندارد- بله، وجود ندارد.
استاد: بسیار خوب، واجبالوجودی نداریم؛ میگویید در این صورت واجبالوجودی نداریم. این غیر از بحث اینجاست. بحث ما در توحید است؛ یعنی ما فرض کردهایم که واجبالوجود داریم. بحث ما در این است که آیا واجبالوجود واحد است یا کثیر.