مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧ - جواب این شبهه
اشغال کرده است. تمام این مکان، مکان تمام این جسم است. از آنجا که خود این شئ در عین اینکه واحد است کثیر هم هست، مکانش هم همینجور است. وحدتی که در مثل اجسام است وحدتی است در عین کثرت، که مکانشان هم همینجور است. همان طور که خود متمکن کثیر است، مکان هم کثیر است؛ و به همان اعتبار که متمکن واحد است، مکان هم واحد است؛ یعنی از آن نظر که این واحد است، مکانش هم واحد است، و از آن نظر که این کثیر است مکانش هم کثیر است.
سؤال: این هشت وحدتی که در تناقض بهکار میروند، آیا نمیتوانند ملاک کثرت و مغایرت هم قرار بگیرند؟ استاد: نه، آن بیشتر مربوط به ذهن است، چون در باب قضایاست. قضایا معقولات ثانیه هستند و معقولات ثانیه هم مربوط به ذهن است. همه آنها را ما نمیتوانیم در باب عین و خارج بیاوریم. مثلًا اگر ما وحدت موضوع و محمول را به آن معنا که در قضایا میگوییم مطرح کنیم، در امور خارجی، ما موضوع و محمول نداریم. موضوع و محمول ساختن عمل ذهن است. بعلاوه در همانجا که در تناقض هشت وحدت را شرط دانستهاند، در واقع یک وحدت بیشتر شرط نیست. نقیض واقعی هر چیزی رفع همان چیز است. آنجا اعتبار وحدت موضوع و محمول و مکان و اینها نمیخواهد. آن مفهومی که رفع مفهوم دیگری باشد نقیض آن است.
- این ضدش نمیشود؟ استاد: نه، رفع یکچیز نقیض آن است. مثلًا از یک طرف ذهن حکم میکند و میگوید که الآن این آب گرم است. اگر از طرف دیگر بیاید و آن را رفع کند و بگوید چنین نیست که الآن آب گرم است، این نقیض میشود. نقیض واقعیاش این است.
قضایای دیگری هستند که در حکم نقیض میباشند، نه اینکه واقعاً نقیض باشند؛ مثل اینکه نقیض موجبه کلیه، سالبه جزئیه است. در واقع نقیض موجبه کلیه، رفع موجبه کلیه است نه سالبه جزئیه. آن وقت آمدهاند این وحدتها را اعتبار کردهاند برای اینکه در نتیجه با آن اصل یکی دربیاید، و الّا همان یک شرط است.