مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣ - شرح و توضیح متن
شرح و توضیح متن
و لیس معنی قولی إنه مجردالوجود بشرط سلب سائر الزوائد عنه أنه الوجود المطلق المشترک فیه إن کان موجود هذه صفته؛ فإن ذلک لیس الموجود المجرد بشرط السلب بل الموجود لا بشرط الایجاب، أعنی فیالأول أنه الموجود مع شرط لا زیادة ترکیب، و هذا الاخر هوالموجود لا بشرط الزیادة، فلهذا ما کان الکلی یحمل علی کل شیء، و ذلک لا یحمل علی کل ما هناک زیادة، و کل شیء غیره فهناک زیادة.
واجب تعالی را که وجود مجرد است و وجود بشرط لا است با آن موجود مطلق که لا بشرط است، اشتباه نکنید. اصلًا محال است که موجود مطلق با مطلق بودنش بتواند در خارج وجود پیدا کند. اگر بخواهد در خارج وجود پیدا کند یکی از مقیدها خواهد بود. حالا فرض میکنیم که چنین شود و این محال در خارج تحقق پیدا کند؛ این موجود لا بشرط است نه موجود مجرد بشرط السلب، در حالی که ما گفتیم بشرط لا است نه لابشرط؛ یعنی واجب تعالی موجودی است به شرط عدم زیادت ترکیب، بشرط لا، در حالی که این دیگر موجودی است لابشرط از زیادت و [عدم زیادت؛] و این دو موجود با یکدیگر فرق دارند. [آنگاه شیخ میگوید]: «فلهذا ما [١] کان الکلی یحمل علی کل شیء ...» کلی چون مطلق است بر هر چیزی حمل میشود. اما آن وجودی که بشرط لا است بر آن موردی که آن زیادت را دارد حمل نمیشود. مثلًا انسان مطلق، هم بر انسان عالم حمل میشود و هم بر انسان غیرعالم.
اما انسان بشرط لا از علم، بر انسان جاهل حمل میشود ولی بر انسان عالم حمل نمیشود؛ و هر چیزی غیر از خودش همان زیادتی است [که بشرط لا بر آن صدق نمیکند.]
والأول أیضا لا جنس له؛ وذلک لأنالأول لا ماهیة له، و ما لا ماهیة له فلا
[١] «ما» در این مواردخیلی وقتها به معنای «ما» ی زائده است؛ و میتواند به معنی «آنچه» باشد؛ میتوانیم در اینجا به معنی «آنچه» هم بگوییم که جمله چنین میشود: از این جهت آن چیزی است که چنین است. اگر زائده بگیریم به این نحو است که اگر آن را برداریم باز هم معنی درست است. به هر حال «ما» ی نافیه نیست.