مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦ - شرح و توضیح متن
[جایز نیست که واجبالوجود صفتی داشته باشد که در آن صفت ترکیب باشد، تا اینکه ماهیتی وجود داشته باشد و آن ماهیت واجبالوجود باشد.] به عبارت دیگر معنی وجوب وجود غیر از حقیقت آن ماهیت باشد. مثل اینکه آن ماهیت انسان باشد و حقیقت انسان غیر از معنی واجبالوجود باشد. چنین چیزی محال است.
از «فحینئذ» استدلال شیخ شروع میشود. [میگوید یا این وجود خودش حقیقتی است یا حقیقتی نیست. بعد میگوید محال است که این معنی حقیقت نداشته باشد، زیرا خودش مبدأ هر حقیقت است و تأکد حقیقت و تصحیحکننده آن است.]
فإن کان له حقیقة و هی غیر تلک الماهیة، فإن کان ذلک الوجوب من [١] الوجود یلزمه أن یتعلق بتلک الماهیة و لا یجب دونها، فیکون معنی واجبالوجود من حیث هو واجبالوجود یوجد بشیء لیس هو، فیکون [٢] واجبالوجود، من حیث هو واجبالوجود، و بالنظر إلی ذاته من حیث هو واجبالوجود لیس [٣] بواجبالوجود، لأنّ له شیئاً به یجب؛ و هذا محال إذا اخِذ مطلقاً غیر مقید بالوجود الصرف الذی یلحق الماهیة، و إذا اخِذَ لاحقا للماهیة فإنه و إن کان قد [٤] یقارن ذلک الشیء فلیست تلک الماهیة ألبتة واجبةالوجود مطلقاً، و لا عارضا لها وجوبالوجود مطلقاً، لأنها لا تجب فی
[١]. در بعضی نسخهها «من» ندارد، ولی بودن «من» بهتر است.[٢]. در بعضی نسخهها «فلا یکون» است که حتماً غلط است.[٣]. «لیس» خبر «فیکون» است.[٤]. در اینکه «قد» تحقیقی است یا تقلیلی، مرحوم سبزواری آن را تقلیلی میداند و درست هم هست. منظور از «مرحوم سبزواری» ملامحمد باقر سبزواری است که حاشیهای بر شفا دارد. سبزواری معروف همان مرحوم حاجی سبزواری است که حدود صد سال پیش میزیسته است و صاحب کتاب منظومه و حاشیه بر اسفار ملاصدرا است. مرحوم محمد باقر سبزواری فقیه بوده و بیشتر شهرتش در فقه است و در عصر صفویه بوده است و تقریباً یک دوره از ملاصدرا متأخر است و شاید همدوره شاگردهای ملاصدرا است، همدوره مرحوم فیض است. مدرسه ملامحمد باقر مشهد که آن را خراب کردند به نام اوست، یعنی او تأسیس کرده بود که در بالا خیابان مشهد قرار داشت. او مردی عالم و فاضل بود، فقیه زبردستی بود و کتابی به نام «ذخیرة» دارد. در فقه آراء او خیلی نقل میشود. حکیم نسبتاً خوبی بوده؛ حاشیهای که بر شفا نوشته نشان میدهد که مرد حکیمی بوده است. البته حاشیه او بر شفا چاپ نشده است.