مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩ - سلوب و اضافات در واجب الوجود
موجود فیسلب عنه أنحاء من الوجود مختلفة کثیرة، و لکل موجود إلی الموجودات نوع منالاضافة والنسبة، و خصوصا الذی یفیض عنه کل وجود، لکنّا نعنی بقولنا إنّه وحدانی الذات لایتکثر أنه کذلک فی ذاته، ثم إن تبعته اضافات ایجابیة و سلبیة کثیرة فتلک لوازم للذات معلولة للذات، توجد بعد وجود الذات، و لیست مقوّمة للذات و لا اجزاء [١] لها.
عبارت «أن ذاته وحدانی صرفٌ محضٌ حقٌ» را میتوانیم به صورت «صرفٌ محضُ حقٍ» یا «صرفٌ محضُ الحق» هم بخوانیم که در هر سه صورت درست است؛ یعنی وجود آن واجب، وجود وحدانی صرفِ محضِ حق است، حق بر او اطلاق میشود؛ و نیز ممکن است به این صورت بخوانیم: «وأنه ذاته وحدانی صرفٌ محضٌ، حقٌ» یعنی این سخن که میگوییم او وحدانی صرف محض است، حرف درست و حقی است و ایرادی بر آن نیست.
سلوب و اضافات در واجب الوجود
خیال نکنید که چون واجبالوجود احَدیالذات و وحدانیالذات است، پس با هیچ شیئی اضافه هم پیدا نمیکند و هیچ شیئی هم از او سلب نمیشود. حال آنکه لااقل وجود ممکنات از او سلب میشود و میگوییم الواجبالوجود لیس بهذا، یعنی وجود این شئ از او سلب میشود.
باز ممکن است گفته شود که ما از واجبالوجود خیلی چیزها را سلب میکنیم و همین سلبهای مختلف باید [حاکی] از کثرتی در واجب باشد. وقتی میگوییم لیس بهذا، لیس بهذا، لیس بهذا و ... به این معناست که همه این سلوب بر او صدق میکند، پس باید کثرتی در ذاتش باشد.
جواب این است که مگر در غیر واجبالوجود صرف سلب موجب کثرتی است؟
به انسان میگوییم لیس بفرس، لیس بحمار، لیس بهذا، لیس بهذا؛ آیا این موجب کثرتی است؟ از هر وجودی تمام وجودات دیگر سلب میشود. از همین کتاب که ما اینجا داریم، غیرمتناهی اشیائی که در عالم داریم سلب میشود، این اتاق، این پتو،
[١]. «اجزاء» غلط است، باید «جزء» باشد. احتمالًا اشتباه از نسخه است.