مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤ - مقدمه
فصل سوم تناهی علل غائی
تناهی علل غائی و صوری
مقدمه
بحث در ادامه همان علت فاعلی است. بحثی که ما در باره «تناهی علل» میکنیم [اگرچه در باره علل چهارگانه است] ولی آن [سه علت] هم به علت فاعلی منتهی میشوند. در باره علت غائی قبلًا هم بحث کردیم. آیا هر معلولی که در طبیعت وجود دارد یک علت غائی هم دارد یا ندارد؟ آیا هر فاعلی، حتی فاعل طبیعی، غایتی را جستجو میکند یا نه؟ ما در بحث «غایات» به طور مفصل خواندیم و رد شدیم.
أما مسأله علت مادی و علت صوری یک نظریه خاص ارسطویی شمرده میشود. این نظریه قبل از ارسطو مطرح نبوده است و ابداع خود ارسطوست. بعدها در دوره جدید شبههها و شکهایی در باره آن طرح شده است، که اکنون ما در مقام بیان آنها نیستیم. البته این بحث در جواهر مطرح است نه در اعراض. این نظریه میگوید حقیقت هر جوهر جسمانی مرکب از دو امر است: ماده شئْ بالقوه و ماده شئْ بالفعل. ماده شئْ بالقوه را «ماده» میگویند، گاهی نیز به «حامل استعداد شئ» تعبیر میکنند؛ و چنانکه گفتیم گاهی ماده را به معنی حامل فعلیت شئ نیز به کار میبرند. آن چیزی که ملاک فعلیت شئ است و به موجب آن، شئ خودش خودش است و ماهیت شئ واقعاً و بالفعل بر او صادق است، اصطلاحاً آن را «صورت»