مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - شرح و توضیح متن
بالعرض لو أخذ العنصر الذی للکون مبدأ للقوام؛ فإنّ الصبی لیس عنصراً لقوام الرجل و لایکون منه قوام الرجل، و لکنه عنصر لکون الرجل و یکون منه کون الرجل.
فإن قال قائل: إن المعلم الاول إنما یتکلم فی مبادئ الجوهر مطلقاً فلم أعرض عن العنصر الذی للجوهر فی قوامه، مثل موضوع السماء، واقتصر علیالعنصر الذی للجوهر فی کونه.
چنانکه مکرراً گفتهایم اینها ماده را در دو اصطلاح به کار میبرند که نباید آنها را با یکدیگر اشتباه کرد. حال این را شیخ به تعبیری خاص بیان میکند. گاهی ماده را به معنای حامل استعداد شئ میگویند و گاهی به معنای حامل وجود شئ و حامل فعلیت شئ. مثلًا گاهی میگویند آب ماده است برای هوا. معلوم است که در اینجا حامل وجود هوا نیست، هوا که بیاید دیگر آبی وجود ندارد، صورت مایع وجود ندارد؛ بلکه در اینجا به معنی حامل استعداد هواست. البته آب مادهای دارد و صورتی؛ ماده آن حامل استعداد هواست نه صورت آن. با آمدن فعلیت هوا صورت آب زایل میشود. بنابراین وقتی میگویند «ماده» و منظورشان حامل استعداد شئ است، در همین موارد است. اگر گفتند آب عنصر هواست، یعنی عنصر تکوّن اوست، توجه کنید: عنصر تکوّن اوست. گاهی نیز کلمه «عنصر» یا «ماده» را به معنی حامل فعلیت شئ به کار میبرند، یعنی آنچه که الان حامل فعلیت شئ است. مثلًا همین آب را در نظر بگیرید. خود آب مرکب است از صورتی و مادهای. مادهاش آن است که قبل از اینکه آب تشکیل شود هم وجود داشته است؛ و صورتش آن فعلیتی است که الان هست، و هماکنون این صورت آب با ماده خودش متحد است. هماکنون همین مادهای که در آب است، هم ماده آب است و هم ماده هوا. به این معنا ماده آب است که حامل فعلیت آب است، و به این معنا ماده هواست که حامل استعداد هواست. این دو اصطلاح در نزد حکما هست. آنچه در منظومه آمده بود که: «حاملُ قوةٍ لشیءٍ عنصرُه» منظور حامل استعداد بود. به عبارت دیگر اینها به حامل استعداد شئ «عنصر تکوّن» یعنی ماده تکوّن میگویند، و به حامل وجود شئ و فعلیت شئ «عنصر قوام» میگویند.
این دو عنصر یا دو مادهای را که الان توضیح داده شد اگر مته به خشخاش