تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣٣ - تفسير ابيات
هدايت شدهء خويش را پيدا كند .
گروهى از اين انديشه ها مى تواند در درون تو رسوخ كرده به صورت فرهنگ اصيل براى تو مطرح شود ، تو با همان فرهنگ و اصول مستحكم اسباب را براى خود مطرح مى كنى ، در حقيقت از ميان آن همه انديشه ها كه به مغز تو هجوم مى آورند ، بعضى از آنها شخصيت تو را مى سازند ، و تو با آن شخصيت جهان را تفسير مى كنى ، و از همين جهت آهنگر به آهنگرى و زرگر به زرگرى علاقه مند مى گردد .
اين فرهنگ اصيل كه شخصيت تو را ساخته ، و در حقيقت « من » تو را مشخص كرده است ، در روز رستاخيز معرف موجوديت تو خواهد گشت ، چنان كه هنگامى كه مى خوابى آن پيشه و اخلاق و به طور عمومى فرهنگ روانى تو حالت خفاء پيدا مى كند ، ولى هنگامى كه از خواب بيدار شدى همه آن نمودها دو باره پيرامون روح تو را فرا مى گيرند .
مانند كبوترهاى قاصد كه مى روند و نامه ها را مى رسانند دو باره به شهر خود باز مى گردند .
اين مسئله از همان قانون رجوع هر شيء به اصل خود سرچشمه مى گيرد .