تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣١ - تفسير ابيات
در بيان آن كه انبياء عليهم السلام را گفتند : « كلموا الناس على قدر عقولهم » ( زيرا كه آن چه ندانند انكار كنند و ايشان را زيان دارد ) « قال عليه السلام أمرنا ان ننزل الناس منازلهم الى آخره . »
كسى كه استعداد معرفت ندارد نبايستى خود را در مقابل مشكلات معرفت به خطر بياندازد
در بيان آن كه انبياء عليهم السلام را گفتند : « كلموا الناس على قدر عقولهم » ( زيرا كه آن چه ندانند انكار كنند و ايشان را زيان دارد ) « قال عليه السلام أمرنا ان ننزل الناس منازلهم الى آخره . »
((٦٩٠)) شرح اين را گفتمى من از مرى ليك ترسم تا نلغزد خاطرى
((٦٩١)) نكته ها چون تيغ پولاد است تيز گر ندارى تو سپر وا پس گريز
((٦٩٢)) پيش اين الماس بىاسپر ميا كز بريدن تيغ را نبود حيا
((٦٩٣)) زين سبب من تيغ كردم در غلاف تا كه كژ خوانى نخواند بر خلاف
((٦٩١)) نكته ها چون تيغ پولاد است تيز گر ندارى تو سپر وا پس گريز
كسى كه استعداد معرفت ندارد نبايستى خود را در مقابل مشكلات معرفت به خطر بياندازد نكته هاى علمى يا فلسفى يا عرفانى شبيه به تيغ پولادين است كه بدون وسيله روبرو شدن و مبارزه با آن بسيار خطرناك است ، و اين مسئله كاملًا ديده مى شود كه مطالب دشوار براى كسانى كه استعداد معرفت ندارند ، نه تنها مفيد نيست بلكه مضر بوده حتى آن اندازه از اندوخته هاى ناقص علمى هم كه دارد در معرض تباهى قرار مى گيرد . پس اين مطلب كه بايستى در فرا گرفتن علوم و فلسفه و ساير معارف يكسان باشند شبيه به رؤيايى است كه اگر عملى شود زيان آور خواهد بود ، و يكى از عوامل تحير مردم دوران ما مراعات نكردن همين اصل است كه هر كس هر چيزى را كه به نظرش مى آيد به همه كس و در همه شرايط با قلم يا زبان آزادانه مى گويد .