تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - تفسير ابيات
حق تملك كار و يا كالا را در اين جامعه دارا مى باشد . . . . پس مفردات و قضاياى موجوده در رشتهء خيالات فوق به تنهايى حقايقى بودهاند ، ولى براى كسى كه هنوز كوچكترين گامى در مسير نتيجهاى بر نداشته است كه آن نتيجه پس از ده ها مقدمات حاصل خواهد گشت ، فقط جنبهء ذهنى دارد ، كه مى تواند او را دل خوش كند ، واحدهاى خيالات مزبور از آن جهت كه ممكن بود با صدها موانع بر خورد كند ، فقط مى توانست از يك جريان ذهنى برخوردار بوده باشد ، و پيوستگى ميان واحدها و قضايايى كه در معرض گسيختگى از صدها موانع واقعى است خيال ناميده مى شود .
خلاصه و به طور كلى مى توان خيال را به اين شكل تعريف كرد : كه ذهن انسانى در يك جريان فكرى براى خود موجودها را معدوم ، و معدومها را موجود فرض مى كند گسيخته ها را پيوسته و پيوسته ها را از هم گسيخته و از اين راه يك لذت روانى در خود احساس مى نمايد .
ممكن است خيالات براى انسان دردناك بوده باشد ، واحدها و قضايا را طورى تركيب بندى كند كه نتايج آنها براى او اندوهبار بوده باشد .
معناى ديگرى براى خيال گفته شده است كه ما آن را معمولا با رؤيا مترادف مى گيريم ، و در اين معنى خيال لذت بخش مى باشد ، در اين جريان ذهنى ، واحدها و قضايا همه در بر آوردن آرمان خيال كننده استخدام مى شوند ، مانند گروه هاى بهشتى از صفحهء ذهن رژه مى روند .
گاهى هم خيال در آن فعاليتهاى ذهنى به كار مى رود كه موجودات واقعى را در شكل نمود فقط ابراز مى دارد و يا به نيستيها لباس نمود مى دهد .
تفسير ابيات پادشاه پس از انفجار روانى و پيوستن به ما وراى طبيعت ، در خواب ديد كه طبيب معالج حقيقى كنيزك ، فردا در فلان شكل مى رسد ، فرداى آن