تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٩١ - تفسير ابيات
بنا بر اين آن گروه از افراد انسانى كه مى خواهند با تن آسايى و رفاهيت كامل و آماده شدن هر گونه وسايل استراحت ، هدف و ايده آل زندگانى را درك كنند ، زحمت بىهوده مى كشند ، زيرا حركت و تلاش و استخراج زندگى از اين جهان جزء اساسى هدف و ايده آل زندگى است و چون همين اصل در دوران ما مختل گشته است ، و عدم محاسبه در اجتماع صنعتى و فراهم ساختن وسايل زندگانى تجمل براى گروهى اسباب بهت و حيرت ايجاد كرده است ، لذا همواره از خود مى پرسند پس هدف زندگانى چيست ؟ البته بايستى به اينان گفت : با اين وضعى كه هيئتهاى حاكمه و اقتصاد دانان و حقوقدانان و عالم نماها پيش آوردهاند اين زندگانى هدفى ندارد ، و بىخود و بدون علت منطقى متحمل درد و اندوه هاى گرانبار هستيد . پس بايستى محاسبهء امور زندگانى طورى انجام بگيرد كه روح حركت و جنبش طبيعى خود را پيدا كند . و به اصطلاح معمولى زندگانى را استخراج نمايد ، نه اين كه زندگانى را در گلوى او فرو بريزند . چقدر عالى مى گويد جلال الدين : « كوشش بىهوده به از خفتگى » .
جلال الدين در اين باره استشهاد زيبا مى كند و مى گويد : او كه خداوند است ، او بىكار نيست ، تو اى موجود ناچيز مى توانى در اين صحنهء هستى كه خود آن و آفرينندهء آن در كار است بىكار به هدف خويشتن برسى ؟ آرى « كل يوم هو فى شان » كسانى كه مى كوشند و تلاش مى كنند از هر صنف كه بوده باشند ، ديده گان خالق جهان بر آنها نظارت دارد .