تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢٩ - تفسير ابيات
آنان بر خلاف ديگران مى توانند تير رها شده از كمان را به كمان بر گردانند .
آنان پس از آن كه درهاى معلولات از اسباب خود بسته مى شود يعنى نمودى از طرف آنان در جهان طبيعت جاى طبيعى خود را مى گيرد ، مى توانند با يك توجه خداوندى پشيمان گشته و همان نمود را انجام ناگرفته نمايند .
ولى اين يك تماس با ما وراى طبيعت است كه كار هر كس نيست ، و چنان كه گفتيم بايستى شخص مراتب تكامل روحى را بپيمايد ، و جهان پشت پرده را در درون خود دريابد ، و آن را مانند جهان طبيعت در اختيار بگيرد .
مسئلهء علت و معلول را كه گفتيم ، آن چنان كليت دارد كه بايد يقين داشته باشيم كه از نظر جريان طبيعى هيچ علتى بىاثر نيست ، و هيچ معلولى بدون سابقهء علت نمودار نمى گردد ، ولى اثرها و نمودها گاهى آن چنان مخفى و دقيق هستند كه به مشاهدات ما راهيابى ندارند ، و به هر حال سنگى كه به يك حوض آب افتاد محال است كه در آن آب موج و نوسان ايجاد نكند ، اگر چه به جهت تاريكى شب مثلًا ما نتوانيم موجهاى ظريف آن را مشاهده كنيم .
اين بروز آثار و معلولات از علل فقط منحصر به جهان طبيعت نيست ، بلكه مطابق دلايل زيادى اين آثار ممكن است در زير بناى طبيعت تأثير ببخشد ، چنان كه در دعا مى بينيم كه واقعاً استمدادى از پشت پردهء طبيعت انجام مى گيرد ، و از آن سوى طبيعت اثرى ايجاد مى گردد . و اگر همين دعا نتواند در آن ما وراى طبيعت اثرى ايجاد كند ، چگونه مى تواند در روبناى جهان نمودى را ابراز نمايد . پس آثارى كه از علل و معلومات ايجاد مى گردد گاهى به جهت ظرافت و دقت مورد ديد ما نمى باشد ، و ما نبايستى به جهت نديدن آن آثار آنها را انكار نماييم .
تفسير ابيات آن بازرگان تجارت خود را تمام كرده به سوى وطن بر مى گردد ، و مطابق وعدهاى كه كرده بود به غلامان و كنيزهايش تحفه ها مى دهد . طوطى مى گويد :