تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢٣ - تفسير ابيات
اين غذاهاى حيوانى كه تمام شخصيت تو را به خود خريده است ، و خود را از اين مواد حيوان ساز پر كردهاى ، چگونه مى توانى روح خود را از گوهرهاى گرانبها پر كنى ؟ جان انسان مادامى كه در مهد طبيعت است . شير ماده طبيعت تاريك را مى خورد كه اگر تكاپويى براى تكامل صورت نگيرد ، ناچار اين غذا و اين شير تو را شيطانى و پليد خواهد ساخت .
اگر از اين شير خود را كنار بكشى ، آن گاه جان تو در غذاهاى روحانى با فرشتگان انباز خواهد گشت .
آرى تا تاريكى هوا و درنده خويى حيوانى موجوديت تو را احاطه كرده است ، تو دمساز و همراه موجودات پست ديو صفت و ديو منش خواهى بود . كسب حلال است كه در درون ما نورانيت ايجاد خواهد كرد .
اين كه مى بينى غذاهايى را كه مى خوريم به جاى آن كه نيروى ربانى ما را تقويت كند ، آن نيرو را مى كاهد و بر تاريكى ما مى افزايد ، بايد بدانى كه اين غذا حرام بوده است ، مانند آبى كه به جايگاه نفت چراغ روشن بريزى به جاى اين كه آن را روشن بسازد ، آن را خاموش خواهد ساخت .
لقمهء حلال براى دل انسانى علم و حكمت و عشق و ظرافت ايجاد مى كند ، و هنگامى كه ديدى حسادت و جهل و غفلت تو روز افزون است ، بدان كه نتيجه همان لقمه هاى حرام است كه خوردهاى .
حسين بن على عليه السلام در روز خونين عاشورا به آن سپاهيان خود باخته دليل و حجتها مى فرمود ، تاريك دلان و غفلت كنندگان مى گفتند : ما سخنان تو را نمى شنويم و نمى دانيم تو چه مى گويى .
آن حضرت فرمود : آرى حق داريد نشنويد زيرا شكمهاى شما را لقمه هاى حرام پر كرده است .
آيا ديده شده است كه كسى گندم بكارد و حاصل جو بر دارد ؟