تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢١ - تفسير ابيات
وقتى كه قرآن خوانده مى شود گوش فرا دهيد و ، در آن باره فوراً اظهار نظر نكنيد . [١] مانند كودك كه مدتى بايستى گوش فرا دهد تا از بزرگان معنى و مفهوم كلمات و ساير قوانين زندگانى را فرا بگيرد ، سپس در مقام گفتگو و اظهار نظر بر آيد .
اگر كودك پيش از رسيدن به كمال در اين مسائل صحبت كند يا عملًا وارد شود بىهوده و بىفايده بوده ، اگر هم سخنور بوده باشد ، از نظر واقع بينى گنگ است .
براى درك اين حقيقت كه از نظر تماس با حقايق ، اول بايد گوش فرا داد ، و سپس وارد ميدان گفتگو و عمل شد ، اين جريان طبيعى را مى توان در نظر گرفت كه كسى كه كر مادرزاد بوده باشد ، او ديگر نمى تواند سخن بگويد ، لذا استماع پيش از نطق است ، براى يك منطق صحيح مدتى شنيدن حقايق ، مورد احتياج هر فردى است .
اگر قلمروهاى گوناگون گفتگو و عملهاى انسانى را به در آن خانه ها گوش است . و آيه شريفه كه در عنوان بحث نقل شد ، شاهد همين معنى است . و چنان كه براى معيشت بايستى به اسباب معمولى آن آگاه شده و آن را به كار برد ، و همينطور است تمام نتايج كه احتياج به مقدمات مناسب به خود دارد .
آن گفتار كه هيچ گونه نيازى بشنيدن و فرا گرفتن از عوامل
[١] اين استشهاد به قرآن كه جلال الدين مى كند خالى از تأمل نيست زيرا قرآن براى تعليم و تربيت انسانها آمده است ، اگر هم جنس و قابل تأثير در انسانها نبود آن را همگانى معرفى نمى فرمود ، اگر چه بهره بردارى از آن براى اشخاص محدودى است كه يا استعداد پذيرش دارند و يا در صدد تحصيل بر آمدهاند . .