تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٠٤ - ديدن خواجه طوطيان را در دشت و پيغام رسانيدن
اين نكته را هم بايستى در نظر گرفت كه تحقيق دائمى در عقايد كه بتواند جنبهء عقلانى بودن آنها را حفظ نمايد ، غير از اين است كه اشخاصى عقايدى را به عنوان حقيقت عرضه نمايند . زيرا در صورت اول تلفات كمتر و نتيجهاى را كه استوارت ميل منظور كرده است ، بدون حاصل مى گردد .
در صورتى كه در شق دوم چون بيان كننده آن را به عنوان حقيقت مطرح نموده ، و ضمناً ديگران را تخطئه مى كند ، به اضافه امكان كينه توزى ممكن است منظور استوارت عملى نشود ، براى اين كه ممكن است حقيقت مفروضه مشكوك يا مردود شناخته شود و هم مسئلهء باطلى با بيان زيبايى افكار را به خود مشغول بدارد .
دليل چهارم - كه دامنه دليل سوم است ، مى گويد : در اثر نداشتن مبارزه عقايد شخص فرسودگى پيدا كرده و ممكن است جنبهء حياتى خود را از دست بدهد و به صورت يك ايمان شخصى در آيد .
اين دليل هم به نوبت خود شايستهء توجه مى باشد ، ولى چنان كه در توضيح و تحليل دليل سوم گفتيم : غالباً از ابراز عقايد مخالف به عنوان صحت و درستى مطلق در مقابل غلط ابراز مى گردد ، بدين جهت باز مسئلهء كينه توزى و تعصب و تلفات كار خود را از سر خواهد گرفت .
ولى همواره به عنوان جريان روانى نه تنها عقايد بلكه مى توان گفت : بررسى و كاوش در هر گونه معلومات يكى از عالىترين وسايل پيش رفت و تازه نگاه داشتن جريانات روحى ما مى باشد .
اين ادله را كه استوارت ميل با تمام مهارت بيان نموده است ، با آن جريانات اجتماعى و ادبى و دينى و سياسى كه از زمان ايشان به اين طرف رخ داده است ، نتوانسته است براى آزادى بيان مجوز صد درصد نشان بدهد ، به اضافه اين كه راه معقولترى مى توان براى آزادى بيان اگر چه باطل محض بوده باشد مطرح كرد ، به عقيدهء ما اين راه مطرح كردن هر گونه تفكر و عقيده با دواير متخصص فن بايد بوده باشد ، آن چه كه