تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٩٤ - چگونه مى توان احساس كرد با اين كه ما در زندان بدن محبوسيم مستغرق لطف خداوندى هستيم ؟
صفت اجنحهء طيور عقول الهى
چگونه يك موجود در ظاهر ناچيز ولى در باطن داراى بزرگترين عظمت مى باشد ؟
صفت اجنحهء طيور عقول الهى
((١٥٧٧)) چون بنالد زار بىشكر و گله افتد اندر هفت گردون غلغله
((١٥٧٨)) هر دمش صد نامه صد پيك از خدا يار بىزو شصت لبّيك از خدا
((١٥٧٩)) زلَّت او به ز طاعت پيش حق نزد كفرش جمله ايمانهاى خلق
((١٥٨٠)) هر دمى او را يكى معراج خاص بر سر تاجش نهد صد تاج خاص
((١٥٨١)) صورتش بر خاك و جان در لا مكان لا مكانى فوق وهم سالكان
((١٥٨٢)) لا مكانى نى كه در وهم آيدت هر دمى در وى خيالى زايدت
((١٥٨٣)) بل مكان و لا مكان در حكم او همچو در حكم بهشتى چار جو
((١٥٨٤)) شرح اين كوته كن و رخ زين بتاب دم مزن و اللَّه اعلم بالصواب
((١٥٨١)) صورتش بر خاك و جان در لا مكان لا مكانى فوق وهم سالكان
چگونه يك موجود در ظاهر ناچيز ولى در باطن داراى بزرگترين عظمت مى باشد ؟
پيش از اين در مباحث گذشته گفتيم كه ساختمان حواس و وضع ذهنى ما طورى تعبيه شده است كه با تماس با جهان هستى نمى توانيم بدون به كار بردن مقوله هاى كميت و كيفيت معلوماتى براى خود بياندوزيم . مخصوصاً مقولهء كميت دخالت عجيبى در تمام شناسايىهاى ما مى كند ، ما عادت كردهايم كه وقتى شنيديم فلان موجود بزرگ است مفاد اين جمله را به اين نحو تعبير كنيم كه موجود مزبور داراى بعد زياد يا وزن زياد يا واحدهاى بيشترى دارد ، خلاصه واحدهاى مناسبى از انواع كميتها را در نظر مى آوريم .