تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٨٢ - تأثير انسان در انسان
((١٥٣٦)) واى آن زنده كه با مرده نشست مرده گشت و زندگى از وى بجست
تأثير انسان در انسان تحولات زيادى ممكن است به سبب عواملى در انسان ايجاد گردد ، ولى قوىترين اين عوامل فرد انسانى است كه در يك فرد ديگر مى تواند تأثير عظيم ببخشد . اين اصل است كه فعاليت و روش يك روح در روح ديگر سرايت دارد ، خواه موضوع سرايت پليدى و تبه كارى بوده باشد ، و خواه روحانى و نيكويى باشد .
به همين جهت است كه در منابع معتبر اسلامى مسئله همنشين به طور شگفت انگيزى مطرح شده است .
متأسفانه اين اصل را امروز به هيچ وجه مراعات نمى كنند ، يك جمله فريبا ميان مردم جوامع امروز رواج گشته است كه مى گويد ، انسان با انسان تفاوتى ندارد ، همه با همديگر برادر و برابرند . اين جمله بدون قيد و شرط در ميان مردم جوامع امروزى كه غير از لذت و سود براى آنها مفهومى نمانده است رها مى كنند ، امروزه كلمه « نه » يا « روى فلان اصل انسانى نمى شود » از ميان رفته است . اصل « هيچ چيز شرط هيچ چيز نيست » نتيجه هايى در انسانها ايجاد مى كند كه اگر كيفرى وجود نداشته باشد به صورت « انسان گرگ انسان است » . درمى آيد ، چنان كه توماس هابس مى گفت .
اگر كيفرى وجود داشته باشد و محاسبات اجتماعى دقيقى در جريان باشد ، انسانها گله هاى بره هستند كه دنبال گرگان راه افتادهاند . در هر دو حال انسان به جهت پيوستگى شديد به يكديگر انسان ديگر را تفسير مى كند ، نه اين كه با يكديگر اتحادى داشته باشند .