تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٩ - اصل قضاء
عالم هستى و موجوديت انسانها اقدام كرده ، اين جريان و موجوديتهاى ، مطلق مشخصات و كيفيتهايى است كه در علم خداوندى وجود دارد ، مشيت مطابق اين علم ، قضا و محصول اين مشيت و جريان هستى و موجوديت انسانى قدر ناميده مى شود .
جاى ترديد نيست كه هيچ يك از افراد انسانى نمى تواند تمام اين جريانات و سر نوشت خود را بداند ، ولى يك مطلب هست كه اگر آن را مورد پذيرش قرار بدهيم با هيچ اشكالى مواجه نمى گرديم ، اين مطلب فعاليت ارادى خود انسانها است ، به اين ترتيب كه : در قضاى خداوندى است كه ما انسانها به وسيلهء نيروهاى عضلانى و روانى در اين دنيا كار كنيم ، اين كار نقشى در جريانات جهان هستى ايجاد خواهد كرد كه داخل در قدر مى باشد . مثلًا هنگامى مطالعات علمى را فراهم كرده مراتبى از دانش را فرا مى گيرم ، و در نتيجه از آن دانش براى خود و اجتماعم اثرى ايجاد مى كنم ، نقشه هايى است كه من ايجاد كردهام ، و پس از آن كه من ايجاد كردم داخل در سلسله قدر الهى گشته است . به همين جهت است كه ما در عين ايمان به قضا و قدر دخالت انسان را در ايجاد سر نوشت خود كه داخل در قدر كلى جهان است كاملًا مى پذيريم چنان كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى پرسند : كه آيا تمام كارها تمام شده است ، يعنى مطابق قضا و قدر الهى تمام جريانات حتمى الوقوع بوده هيچ كس دخالتى در قضا و قدر نمى تواند داشته باشد ؟ حضرت در پاسخ مى فرمايد :
« ما در ميان امورى كه تمام شده و حتمى گشته ، و امورى كه خود ايجاد خواهيم كرد قرار گرفتهايم » .
اين نظريه را كه ما در بارهء قضا و قدر گفتيم ، هم موافق عقل و منطق است و هم منابع اسلامى آن را تأييد مى كند و حاصل آن اين است كه تمام شئون زندگانى ما و جريانات جهان طبيعت در قدر نقش مى بندد ، و قضاى حتمى منهاى كارهاى اختيارى انسانها سراسر هستى را فرا گرفته است .
بنا بر اين تمام حوادث و رويدادها خواه ما بتوانيم آنها را به محاسبه در آوريم يا