تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٨ - يك قاعدهء كلى در شناخت اشياء ( شناسايى با اضداد ) ١٧١ تعرف الاشياء باضدادها ١٨٧
((١١٣٣)) پس به ضد نور دانستى تو نور ضد ضد را مى نمايد در صدور
يك قاعدهء كلى در شناخت اشياء ( شناسايى با اضداد ) « تعرف الاشياء باضدادها » ( اشياء با اضداد خود شناخته مى شوند ) به نظر مى رسد كه اين اصل تا حدودى مى تواند در روشهاى شناسايى ما موجب پيش رفت بوده باشد ، ولى تمام علت شناسايى يك حقيقت منحصر به شناسايى اضداد آن نيست ، بلكه براى اين كه چيزى كاملًا شناخته شود بايستى خود آن شىء نمود خود را اولًا براى ما قابل شناسايى بسازد ، يعنى اولًا بايد خود او را مستقيماً مورد توجه قرار بدهيم سپس اشياء مربوط به آن شىء را « خواه آن اشياء با آن تضاد داشته باشند يا نه » مانند اشياء مربوط به موجوديت آن شىء از قبيل علل و معلولات ، لازم و ملزوم بلكه هر چيز كه در ما وراى حد آن شىء وجود دارد . البته اضداد هم به نوبت خود مى توانند در نشان دادن حقيقت و خواص خود هنگامى كه منفى مى شوند مؤثر بوده باشند . و به نظر مى رسد كه مقصود گويندگان اين اصل ( اشياء با اضداد خود شناخته مى شوند ) همين معنى ( غير آن شىء ) بوده باشد ، نه تنها ضد اصطلاحى كه در فلسفه تعريف مى شود .