تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠ - مسئله سوم خصوصيتى كه عشق در ميان ساير پديده هاى روانى دارد
چنان كه ملاحظه شد در مسئله فوق تمام فعاليتهاى روانى با مسئلهء عشق مشترك مى باشند .
مسئله سوم خصوصيتى كه عشق در ميان ساير پديده هاى روانى دارد عشق در يك مسئله امتياز مخصوصى دارد كه ساير نمودهاى روانى فاقد آن هستند . براى روشن شدن مطلب مقدمهاى را متذكر مى شويم و آن اين كه براى شناسايى اشياء دو راه وجود دارد و اگر ما بخواهيم اشياء را بشناسيم بايد يكى از آن دو راه را و يا هر دو را بپيماييم .
١ - شناسايى مستقيم فقط .
٢ - شناسايى مستقيم به اضافهء شناسايى حقيقت ديگرى كه ضد يا به طور عمومى مفهوم مقابل آن است .
بدون شك شناسايى قسم دوم كاملتر و همه جانبه تر خواهد بود . زيرا وقتى كه ما مى خواهيم به طور مستقيم فقط همان موضوع را براى شناسايى مطرح كنيم در حقيقت ارتباط آن را از ساير پديده ها گسيختهايم ، در آن موقع نه مشتركات آن موضوع را با ساير موجودات خواهيم فهميد ، و نه امتيازات آن را . در نتيجه هرگز ما به تمام جهات آن موضوع آشنا نخواهيم گشت . در صورتى كه اگر موضوع را با پديده هاى مخالف و يا به طور عمومى با مفهوم مقابل آن مورد بررسى قرار دهيم ، آن موضوع تمام قيافه هاى خود را به ما نشان خواهد داد . [١]
[١] اين مطلب ناشى از اصل معروف : تعرف الاشياء باضدادها ( اشياء با اضداد خود شناخته مى شوند ) است البته بايستى اضداد را يك مفهوم عمومى تر بگيريم ( غير خود ) زيرا روابط ديگر كه ميان اشياء وجود دارد از قبيل تشابه ، عليت ، تلازم . . . به نوبت خود مى توانند در شناسايى اشياء كاملًا مؤثر بوده باشند ، مخصوصاً در رابطهء عليت كه شناسايى كامل موجب شناسايى معلولش مى باشد . .