تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٢ - راه برويد اگر پايتان در راه شكست به راهروى ادامه خواهيد داد
((١٠٧٣)) و آن كه پايش در ره كوشش شكست در رسيد او را براق و بر نشست
راه برويد اگر پايتان در راه شكست به راهروى ادامه خواهيد داد در اينجا جلال الدين يك حقيقت بسيار مهمى را متذكر مى شود كه اى كاش براى آدميان قابل هضم بود .
او مى گويد : تو كوشش كن ، و در تكاپو در راه سعادت و فضيلت ملالى به خود راه مده ، تو گمان مى كنى كه اگر وسايل آماده نشود و يا حركت تو در ظاهر با مانعى روبرو گردد ، تو ديگر نخواهى توانست به راه رفتن ادامه بدهى ، اين چنين گمان خلاف واقعيت موجود انسانى است ، چرا ؟ براى اين كه آن كسى كه در راه رشد شخصيت راه افتاد ، و در پى جويى حقيقت حركت كرد ، روح او ديگر آرامش نخواهد گرفت ، مگر اين كه خود پاى روح خود را بشكند ، لذا اگر در راه حقيقت ناتوان گشت او چنين خيال مى كند كه از راه رفتن باز مانده است ، زيرا او نمى داند اولين گام در راه انسانيت همان ، و وصول به هدف همان . اگر تو توانستى دريچهاى از حقيقت را براى خود باز كنى ديگر آن دريچه بسته نخواهد گشت . پس شروع در اين راه با پاى طبيعى و اختيارى پاهاى ديگرى را به شما خواهد داد كه ديگر نه لنگ خواهد شد ، و نخواهد شكست .
چنين شنيدم كه لطف يزدان به روى جوينده در نبندد درى كه بگشايد از حقيقت بر اهل عرفان دگر نبندد
مگر خود انسان دريچه را به روى خود ببندد ، آيات شريفه در اين باره به حد