تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٤ - ٤ - عظمت كار و كوشش از نظر جبران خليل جبران
گام بر مى دارد ، مسئله كار دقيقاً ارزيابى نگشته در بلوكهاى متفاوت تفسيرهاى گوناگونى بر خود گرفت ، آن چه كه در بارهء ارزش معنوى و اخلاقى كار مى توان در نظر گرفت كه در واقع مكتب اسلامى نيز از آن دفاع مى كند ، به قرارى است كه ما ذيلًا از جبران خليل جبران نقل مى كنيم ، و ضمناً ناگفته نماند كه در اين جا بحث فقط از هماهنگ ساختن جنبهء معنوى و اخلاقى و متافيزيكى كار است با جنبهء اقتصادى و حقوقى آن .
٤ - عظمت كار و كوشش از نظر جبران خليل جبران « سپس كشاورزى پيش آمد و گفت : اى پيامبر عزيز در بارهء كار با ما صحبت بدار .
پيامبر چنين گفت :
شما مى كوشيد كه دانه ها را از زمين برويانيد ، زمين خود در حال حركت و تحول است .
زيرا آدم كسل و بىحال از فصول زمين بيگانه بوده ، حيران و مضطربى است كه نمى تواند همراه قافلهء زندگان به مقصد روانه شود ، آن زندگانى كه در فضاى بىنهايت رو به بىنهايت در حركت است .
هنگامى كه مشغول به كار مى شوى ، تو در حقيقت آن ناى پر شور هستى كه زمزمه هاى روزگاران را در دل خود ترنم مى كند ، و اين زمزمه ها به يك آهنگ ابدى مبدل مى گردد .
آيا كسى از شما هست كه بخواهد يك ناى بىصدا و كرى بوده باشد ؟ در صورتى كه در پيرامون شما همهء اشياء با آهنگهاى موزون نغمه سرايى مى كنند .
شما از مدتها پيش مى گفتيد : كار چيز لعنتى است ، و كوشش مصيبت و نكبت است . اما من به شما مى گويم : شما با كار كردن خود به رؤياهاى عميق زمين جامهء عمل مى پوشانيد . اين شايستگى را شما از موقع تولد با خود همراه آوردهايد . اگر به كارهاى نافع و سودمند اهميت بدهيد ، دريچهء دلهاى خود را براى محبت زندگى باز كردهايد زيرا كسى كه با انجام كارهاى سودمند به زندگى محبت بورزد ، زندگى همهء اعماق خود