تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٣ - ديگر بار بيان كردن شير ترجيح جهد بر توكل
وسايلى كه در اختيار ما قرار گرفته است بهترين دليل لزوم كار و كوشش است
كار استعداد نهفتهء انسانى را به فعليت مى رساند
براى صعود به اوج تكامل در اختيار ما نهاده است . و توقع رسيدن به مقصود بدون مقدمه و كار مانند توقع صعود بر بام است بدون نردبان .
وسايل حركت و كوشش براى ما مانند پاى است كه بايستى با آن گام برداريم ، اكنون كه ما پا داريم با كدامين منطق خود را لنگ نموده منتظر عصاى غيبى گرديم ؟ مگر خود اين پاها از قوانين جهان هستى بر ما عطا نشده است ؟ مگر خود اين پا همان عصاى غيبى نيست كه در حال شهود احساس مى كنيم ؟
وسايلى كه در اختيار ما قرار گرفته است بهترين دليل لزوم كار و كوشش است ٢ - هنگامى كه كار فرما و فرمانده بيلى به دست كارگر و فرمانبر داد ، بدون كوچكترين تأمل فرمانبر يقين مى كند به اين كه از او كارى مى خواهند . اعضاى برونى و نيروهاى درونى ما مانند بيل است كه به دست ما دادهاند ، با ديدن اين دست و پا و عقل و انديشه تأمل در اين كه اين وسايل براى چيست ؟ مبارزه با بديهيات بلكه مبارزه با خويشتن مى باشد .
كار استعداد نهفتهء انسانى را به فعليت مى رساند ٣ - كار است كه تو را از استعداد محض به فعليت خواهد رسانيد .
بايستى اين حقيقت تلخ را به ياد آورد كه در دورانهاى گذشته با قطع نظر از مكتب اسلام كار مخصوصاً كار عضلانى نشانهء پستى و حقارت افراد انسانى شناخته شده بود ، به طورى كه كار براى انسانها عيب و نقص شمرده مى شد ، حتى در مسائل اجتماعى و سياسى هيچ گونه حقى براى كارگر منظور نمى گشت . از قرن هيجدهم به اين طرف به جهت ظهور صنايع بزرگ به طور جدى در بارهء كار تفكرات علمى انجام گرفت ، تا تدريجاً كار به عنوان يك واحد اصيل ، بلكه بنا بر بعضى از مكاتب اصيلترين واحد زير بنايى و رو بنايى اجتماع و سياست معرفى گشت .
متأسفانه بايد بگوييم : روى آن قاعدهء معروف كه بشر كمتر در جادهء متوسط