تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٥ - آيه
( هيچ نفسى را كه خدا كشتن او را تحريم فرموده است از پا در نياوريد مگر مرتكب خطايى شود كه مستحق كشتن شود ، و هر كس كه مظلوم كشته شود بولى او تسلطى بر قاتل دادهايم در كشتن اسراف نكنيد زيرا او يارى خواهد گشت ) .
مسلم است كه كشتن يك فرد از انسان بزرگترين معصيت است ، با اين حال خداوند دو باره تأكيد فرموده مى گويد : در كشتن اسراف نكنيد ، زيرا او را يارى خواهيم كرد . اين همان اصل انتقام است كه هنگامى كه ارتكاب ظلم به شكل وقيحانه تر در آيد ، مخالف مشيت خداوندى بوده و آن را بىانتقام نخواهد گذاشت .
تاريخ هم اين اصل را به طور روشن در موارد زيادى به ما نشان داده است ، مثلًا در داستان خونين نينوا ، كاروان حق را با اين كه كوچكترين گناهى نداشتند كشتند ، ولى در اين كشتار اسراف شد ، گويى آنان انسان نبودند ، تشنه و زير آفتاب سوزان و بدون اين كه به مطلب و ادعاى آنان گوش كنند . تاريخ نشان مى دهد كه پس از مدت اندكى چه كشتار عجيبى در ميان خونخواران وادى نينوا با دست مختار وقوع پيدا كرد .
در داستان سعيد بن جبير مى بينيم كه اين مرد كهنسال و پارسا و قارى و فقيه را حجاج بن يوسف ثقفى با اسراف كشت ، و بدون فاصله به زندگانى حجاج با وضع بسيار پستى خاتمه داده شد . . . .