تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٣ - آيه
بر مى آورد در حال تماس با خداست ؟ و در هر نفس ، وجود انسانى تحفهاى به جهان ما وراى طبيعى مى فرستد ؟ با اين فرض چگونه براى يك فرد ممكن است در زندگانى حالت يأس و نوميدى دست بدهد ؟ « و اما من خفت موازينه فأمه هاويه و ما ادراك ما هيه نار حاميه » ( كسانى كه موازين نيكو كارى و ايمانشان سبك باشد ( تبه كار بوده باشند ) آخرين منزل آنها هاويه است . تو چه مى دانى هاويه چيست ؟ يك آتش سوزان است ) .
((٨٨٤)) ثم تأتينا مكافات المقال ضعف ذلك رحمة من ذى الجلال (
سپس در مقابل كلمات پاكيزهاى كه از ما به عالم بالا صعود كرده است دو برابر يا چند برابر از رحمت خداوند ذو الجلال به عنوان عوض و مكافات به ما خواهد رسيد ) .
((٨٨٥)) ثم يلجينا الى امثالها كى ينال العبد مما نالها (
سپس به جهت قدمى كه ما در راه او برداشتهايم ، باز ما را به تكامل در راه گرايش به سوى او به گفتن چنان كلمات و به بر آوردن چنان نفسها وادار مى سازد ، تا بندهء سالك ، بالاخره به آن روحانيت كه خود نفس يا كلام رسيده است نائل گردد ) .
((٨٨٦)) هكذا تعرج و تنزل دائما ذا فلا زالت عليه قائما (
و بدينسان كلمات و نفسها در حال عروج و نزول ، انسان را در حال شهود در پيشگاه الهى قرار خواهند داد ) .
آيه « مَنْ كانَ يُرِيدُ اَلْعِزَّةَ فَلِلَّه اَلْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْه يَصْعَدُ اَلْكَلِمُ اَلطَّيِّبُ وَاَلْعَمَلُ اَلصَّالِحُ يَرْفَعُه وَاَلَّذِينَ يَمْكُرُونَ اَلسَّيِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ » ٣٥ : ١٠ (١) ( كسى كه عزت مى خواهد همهء عزت از خداست ، كلمات پاكيزه به سوى او صعود مى كند خداوند عمل صالح را به سوى خود مى بر . براى آنان كه در راه انجام كارهاى تباه و ارتكاب گناه ، و مكرها و حيله ها مى كنند ، عذاب سختى است ، و مكر و حيله گرى آنان نابود شدنى است . )
(١) سوره فاطر ، آيه ١٩ . .