تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٩ - تفسير ابيات
همچنين آتش براى ابراهيم نتوانست مؤثر شود ، زيرا آتش در مقابل ابراهيم كه در زير بناى جهان طبيعت با روح خود با آن اسباب پشت پرده در تماس بوده است ، توانايى نفوذ طبيعى خود را از دست مى دهد .
امواج دريا با آن خاصيت فرو بردن و غرق كردن كه دارد ، هنگامى كه به موسى و يارانش مى رسد ، از آنها مانند يك ميزبان خوشرو پذيرايى مى كند ، در صورتى كه فرعونيان را از زندگى ساقط كرده پايان تنفس آنها را اعلان مى دارد .
همان خاك كه براى همه جانداران وسيلهء مسكن و كشت و زرع است ، قارون را در خود فرو برد .
آب و گل جامد را بنگريد هنگامى كه دم عيسى به آنها مى رسد ، به شكل پرندهاى در آمده بال و پر مى گشايد .
حمد و سپاس حق تعالى در ظاهر كلماتى است كه از اصطكاك هوا توليد مى شود ، ولى چون حمد و ثناى خداوندى و از روى اخلاص است ، در فردوس اعلا به صورت مرغ زيبايى در مى آيد ، و همچنين تسبيحات تو كه در اين جهان طبيعى يك عده پديده هاى بىجان هستند در آن جهان به شكل جان و روح در مى آيند .
كوه طور را ببينيد كه يك مشت خاك و كلوخ و سنگ ، چگونه ، از مشاهدهء عظمت نور خداوندى به هيجان در مى آيد و مى رقصد .
هيچ تعجب نكنيد زيرا اگر از روح موسى عليه السلام مطلع نظر كنيم ، او جسمى است طبيعى ، و از خاك و كلوخ و ساير عناصر بىجان توليد شده است .