تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩ - چون تو مى جوشى باده نيز مى جوشد
بر سماع راست هر كس چيز نيست [١] طعمهء هر مرغكى انجير نيست
چون تو مى جوشى باده نيز مى جوشد جلال الدين در ابيات گذشته گفته بود :
آتش عشق است كاندر نى فتاد جوشش عشق است كاندر مى فتاد
در شرح همين بيت به طور اجمال در گذشته گفتيم : در نظر گروهى از فلاسفه و عرفاء چنان كه انسان براى ادامهء حيات و رشد شخصيتش در جستجوى وسايل مناسبى است ، هم چنان همان وسايل نيز در جستجوى انسان تكاپو مى كند كه از به هم رسيدن و تكاپوى آنها در يكديگر جزئى از محصول عالى هستى نمودار مى گردد .
جبران خليل مى گويد :
سفرهء تو قربانگاهى باشد كه اجناس مزارع و گوشتهاى حيوانات بتواند در آن سفره در راه تبدل به درون پاكيزهء انسانى قربانى گردد . هنگامى كه حيوانى را براى خوردن از پا در مى آورى در دل خود بگو آن نيرويى كه مرا بكشتن تو اجازه داده است ، به زودى خود مرا هم مانند تو از پاى در خواهد آورد . موقعى كه ساعت موعود فرا رسد ، مانند تو خواهم سوخت . زيرا آن قانونى كه تو را به من تسليم كرده است ، به زودى مرا هم به قوىتر از خود خواهد سپرد . خون تو و خون من عصارهاى است كه از ازل براى رويانيدن درخت آن سوى طبيعت تعبيه شده است . هنگامى كه سيبى را با دندانهاى خود خرد مى كنى در دل خود بگو : دانه هاى تو در كالبد من به زندگى خود ادامه خواهد داد . شكوفه هايى از دانه هاى تو در قلب من خواهد شكفت ، عطر دل آميز تو با
[١] سماع شنيدن ، آواز ، سرود ، پاى كوبى و دست افشانى . مجلس سماع مجلس غنا و موسيقى به طور عموم . . راست مقامى در موسيقى . راست پنجگاه يكى از هفت دستگاه موسيقى ايرانى است . .