تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٧ - اصل افزايش نيرو در موقع لجاجت و يا ضديت با لجاجت
كه مأمورين آن پادشاه در صدد جلوگيرى مردم از افتادن در آتش بر آمدند . آن پادشاه جحود كه نيرنگ جاهلانهاى كشيده بود ، خجل گشت و پشيمانى به سراغش آمد . آن پشيمانى كه از هزاران كيفر طبيعى شديدتر و مؤثرتر است .
چرا پشيمان نگردد و خجل نشود ؟ زيرا اين مقدار شعور داشت كه بفهمد كه اين فدا كارى و بازى با اساسىترين اصل ( اصل حيات ) نمى تواند شوخى بوده باشد . و آنگهى هنگامى كه عاشقى در آتش عشق مى سوزد ، سنگ خارا نيز نمى تواند در مقابل شعله هاى آن آتش خاموش بنشيند ، و با ديده گان خيره در آن ننگرد .
آرى مردم در ايمان عاشقتر ، و در از بين بردن كالبد مادى در راه عشق مطلق صادقانه تر گشتند . مكر شيطانى كه در پيش پاى مردم گسترده بود به پاى خود پيچيد ، و سپاس خدا را كه ديو هم خود را سياه روى ديد .
اى افراد انسانى هوشيار باشيد .
اى افراد انسانى در هر طبقه كه هستيد به خود بياييد ، آن چه را كه به روى ديگران مى ماليد و آن چه را كه به پاى ديگران مى پيچيد روزى گريبان گير شما خواهد گشت .
باز بگوييم :
« و ان ليس للانسان الا ما سعى و ان سعيه سوف يرى » .
( براى انسان چيزى نخواهد رسيد مگر آن چه را كه عمل كرده است ) .
آرى :
اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا