تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٦ - آوردن پادشاه جحود زنى را با طفل و انداختن او طفل را در آتش و به سخن آمدن طفل در ميان آتش
آيه
تفاوت مثل افلاطون با نظريهء جلال الدين در باره نمودها
آيا اين جهان مانند زندان است ؟
آيه « قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ » ٢١ : ٦٩ [١] ( گفتيم اى آتش خنك شو و تسليم به ابراهيم باش ) تفاوت مثل افلاطون با نظريهء جلال الدين در باره نمودها در مسئلهء « مثل افلاطونى » هر يك از حقايق اصيل كه جنبهء ما وراى طبيعى دارد ، با سايه هاى خود مشابه و هم سنخ هستند ، يعنى مثلًا آب كه يك حقيقت است جنبهء اصيل آن نيز از سنخ آب است ، ولى اصيلتر و ثابتتر ، اما در اين فرض كه جلال الدين بيان مى كند سنخيت ميان دو قيافهء ظاهرى و باطنى اشياء وجود ندارد ، زيرا در ظاهر آتش ديده مى شود ولى در واقع آب است ، زيرا آتش در آن جهان پشت پرده ، با سايهء آب در اين جهان ديده مى شود ، و بالعكس آب پشت پرده در اين جهان آتش نمودار مى گردد .
البته بايستى اين نكته را توجه كرد كه ممكن است اين تباين و نداشتن سنخيت ميان دو نمود پشت پرده و روى پردهء جهان هستى ، در مورد اين داستان بوده باشد ، كه مورد اعجاز است ، يعنى فقط در اين گونه موارد است كه سنخيت ميان دو قيافه وجود ندارد ، مانند آتشى كه به ابراهيم خليل عليه السلام سرد و خنك گشته بود . ولى مصرع دوم با اين تفسير منافات دارد ، زيرا مصرع دوم چنين مى نمايد كه قاعدهء آن جهان همين است كه آتش آن جهان آب اين دنيا و بالعكس ( آتش اين قلمرو آب آن قلمرو باشد ، ولى اين احتمال به دقت بيشترى احتياج دارد .
آيا اين جهان مانند زندان است ؟
انسان هنگام زاييدن با اين كه از يك زندان تنگ يعنى رحم مادر نجات پيدا مى كند ، ولى از آن جهت كه با همان زندان تنگ و تاريك انس گرفته بود ، اين رهايى بسيار كراهت بار به نظرش جلوه مى كند ، لذا با ترس و لرز به اين جهان گام مى گذاشت .
[١] سوره الانبياء ، آيه ٦٩ . .