تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - بياييد آهنگ ناى جبران خليل جبران را هم بشنويم
نى بياور تا نى بنوازم « زيرا آهنگش ريشه دارترين عظمتها است ، هر تبه كار با عظمتى رو به فنا است ولى آهنگ نى پايدار است » .
« فرد آزاد [١] زندانى از تمايلات براى خويش در اين كرهء خاكى بنا نموده در آن زندان اسير و گرفتار مى شود » .
« اگر هم از هم نوعان و افراد مشابه خود آزاد شود ، بردهء انديشمندان هوا پرست خواهد بود » .
« اگر چه او بينا است ولى به جهت جمود سختى كه روح او را فرا گرفته است ضايع كنندهء حقيقت خواهد بود ، آرى او فاسد است » .
« اگر چه او خود را از قيود رها مى سازد ، ولى به جهت شتابزدگى در راه درك آزادى و رسيدن به آن اگر هم به اوج عظمت برسد باز كوچك و ناچيز خواهد بود . » [٢] نى بياور تا نى بنوازم « محبت صحيح نالهء نى است » .
« تمام زيبايىها از بين خواهد رفت ، ولى آهنگ نى پايدار است . »
[١] مقصود از فرد آزاد ، معناى عالى انسانيت نيست كه آزاد مرد به آن اطلاق مى شود بلكه منظور يك نحو آزادى به معناى بىقيدى و بىتوجهى به مقررات است . .
[٢]
اعطنى الناى و غن فالغناء مجد اثيل و انين الناى يبقى من زنيم و جليل و الحر فى الارض يبنى من منازعه سجنا له و هو لا يدرى فيؤتسر فان تحرر من ابناء بجدته يظل عبداً لمن يهوى و يفتكر فهو الاريب و لكن فى تصلبه حق و للحق بطل بل هو البطر و هو الطليق و لكن فى تسرعه حتى الى اوج مجد خالد صغر .