تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٣ - تفسير ابيات
مردم در بارهء « چرا زندگانى مى كنيم » پاسخ داده مى شود ، در صورتى كه در روشهاى معمولى حكومتها و تمدنها ، فقط هم زيستى و خوردن و خوابيدن تأمين مى گردد .
در ايدهء اسلامى جانشين تقريباً دامنهء همان رهبر الهى است كه پيامبر ناميده مى شود . در آينده در بارهء اين موضوع بحث بيشترى خواهيم داشت .
احتياج به پيامبران براى جوامع بشرى ، از اين روست كه مردم نمى توانند به طور مستقيم و محسوس با حواس معمولى با خداوند در تماس بوده باشند ، لذا خداوند از سنخ خود آنها براى آنان پيامبرانى فرستاده است تا بتوانند مشيت خداوندى را در بارهء شئون زندگانى مادى و معنوى انسانها بيان نمايند . اين مسئله كه چرا خداوند به عقول و وجدانهاى انسانى كفايت ننموده آنان را به پيامبران نيازمند كرده است ؟ در مباحث بعدى توضيح داده خواهد شد .
تفسير ابيات وزير جهود پس از سپردن طومارها چهل روز در خانه نشسته ، در به روى همگان مى بندد و سپس خودكشى نموده از آن « خود » رذل و كثيف رهايى پيدا مى كند . هنگامى كه مردمان فريب خورده مسيحيون ، آن ساده لوحان كه اكثريت تاريخ را تشكيل داده ميدان براى حيله گران را ناخود آگاه باز مى كنند ، بر سر قبرش اجتماع نموده هنگامى كه به پا كردند .
آنان از شدت درد فراق وزير نابكار ، خاك گور او را به سرهاى خود مى پاشيدند . يك ماه آن بىچارگان خون از ديده ها فرو ريختند ، كوچك و بزرگ و شاه و گدا در ماتمش نوحه سر دادند .
پس از آن كه سوگوارى آنها تمام شد ، در جستجوى جانشين او بر آمدند كه كيست كه جانشين و خليفهء اين نائب عيسى عليه السلام كه از دست ما رفت ؟ زود باشيد و امام و جانشين اين شخص را پيدا كنيد ، تا كارها را