تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٣ - نظرى در وحدت موجود و وحدت وجود
١ - كلى و افراد ، با اين كه افراد در جهان خارج متكثر و متعدد و گوناگون مى باشد با اين حال كلى يك حقيقت است و همهء آنها مشمول كلى مى باشند .
٢ - دريا و قطراتش .
٣ - جسم و سايه اش .
٤ - كل و اجزايش .
٥ - دريا و امواجش .
٦ - گل و برگهايش .
٧ - عدد واحد و تكثراتش .
اين مكتب شايد مورد استبعاد اكثر متفكرين بوده باشد ، ولى به هر حال خواه از نظر شعرى و ذوقى و خواه از نظر فلسفى عباراتى كه صريحاً اين قبيل وحدت موجود را مى رساند ديده مى شود .
مثلًا بعضى از رباعيات عبد الرحمن جامى تقريباً از همين قبيل عبارات است ، او مى گويد :
چون حق به تفاصيل و شئون گشت عيان مشهود شد اين عالم پر سود و زيان چون باز روند عالم و عالميان در رتبهء اجمال حق آيد به ميان
باز مى گويد :
آن شاهد غيبى ز نهان خانهء بود زد جلوه كنان خيمه به صحراى وجود از زلف تعينات بر عارض ذات هر حلقه كه بست دل ز صد حلقه ربود
البته من نمى گويم جامى از همه جهات به اين مكتب عقيده مند بوده است ، ولى به هر حال اين رباعيات از اوست ، و شايد در مقام ذوق پردازى گفته باشد .
آن چه كه در بارهء مكتب « وحدت موجود » از نظر شخصيت گوينده و استحكام مطالب مى توان در نظر گرفت ، صدر المتالهين فيلسوف نامى شرق است كه در اسفار و