تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٦ - جنبهء الهى كارها كه از انسان صادر مى گردد
مى گوييم :
اگر مقصود اين است كه ، هيچ موجودى قدرت عرض وجود در مقابل خدا ندارد بسيار مطلب صحيحى است ، زيرا اگر اعضاى كالبد مادى ما بتواند در مقابل روح ما عرض اندام نموده در مقابل روح كارى به خلاف خواستهء روح انجام بدهد انسان هم مى تواند در مقابل خدا و خواست او كارى انجام بدهد . بلكه اگر ما فاعليت انسان را در مقابل فاعليت خدا قرار داده آن دو را با همديگر مقايسه كرده بگوييم : فاعليت خدا چنين است و فاعليت انسان چنان ، خود يك بررسى بسيار بىمعنى و پوچ است . چنان كه احساسى كه ما در بارهء زمان و فضا و همچنين در باره ساير موجودات جهان هستى داريم نمى توانيم همين احساس را براى خدا نسبت داده گمان كنيم كه زمان و فضا و ساير موجودات براى او همان مفهومى را دارد كه براى ما . همچنين مسئلهء فاعليت ما مفهومى غير از حقيقت فاعليت خدا دارد ، زيرا ما هرگز چيزى را موجود نمى كنيم ، بلكه موجودات را تغيير مى دهيم يا جا به جا مى كنيم . در صورتى كه خدا موجود را مى آفريند . در هيچ يك از كارهاى اختيارى ، ما چيزى را موجود يا چيزى را معدوم نمى كنيم ، بلكه در پهنهء موجودات درونى و برونى تصرفات مى كنيم ، خود همين نيرو در اثر تابش شعاع خورشيد خداوندى است كه « من » طبيعى ما را به وسيلهء عقل و وجدان رشد يافته به فعاليت وادار مى كند .