تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٠ - مباحثى در جبر و اختيار
مثلًا ممكن است ، كارى ابتدا به طور اجبار شروع شود ، و پس از سپرى كردن چند نقطه از كار اجبار به اضطرار مبدل گردد ، يا اجبار صد درصد به عادى صد درصد منقلب شود ، يا لحظاتى چند اختيار جلوه كرده انگيزه هاى گوناگون اختيار را منتفى بسازند .
لذا ممكن است مثلًا كارى كه در يك ساعت انجام خواهد گرفت بيش از دو ثانيه آن اختيارى نبوده باشد ، و ممكن است كارى مركب از تمام شش قسم انواع كار انجام بگيرد .
اين شش قسم كار عبارت است از :
١ - كار اجبارى ، كارى است كه صد درصد ضرورى بوده با نظر به عوامل درونى و برونى صدور آن كار لازم بوده است ، در اين حال انسان حكم يك ماشين را دارد كه كوچكترين احتمال مخالف كار ، در او وجود ندارد .
٢ - كار اضطرارى ، در اين نوع از كار اراده انسانى وجود دارد ولى انگيزهء اين اراده از عوامل معمولى و طبيعى نبوده است ، انسان كار مزبور را مى خواهد ولى در خواستنش مجبور است .
مانند اين كه ما نمى خواهيم قيافه جنگ خونينى را كه در محلى وقوع پيدا كرده است ، در ذهن خود مجسم بسازيم ، ولى اضطرار پيدا كردهايم كه در همان محل مهندسى ساختمانى را به عهده بگيريم ، در اين صورت گاه گاهى به طور اضطرار منظرهء آن جنگ خونين در ذهن ما نمودار مى گردد . چون اين اراده اضطرارى بر ما تحميل شده است لذا ارادهء دور كردن منظرهء جنگ از ذهن ما را دچار شكنجه مى سازد .
٣ - كار انفعالى ، در اصطلاح فنى اين گونه كارها را بازتاب مى گويند ، مادرى كه در اطاق نشسته ناگهان مى بيند كه كودك او به حوض آب افتاد ، حركات عضوى از قبيل دويدن به طرف حوض و اضطراب در حركات او نمودار مى گردد ، اين قبيل حركات را انفعالى مى گويند ، مانند سرخى چهره در موقع غضب و غير ذلك .