تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧١ - تفسير ابيات
٣ - معنى ، زير بناى ما وراى طبيعى اين حقايق را معنى مى گويند .
٤ - معنى المعنى ، حالت پيوستگى حقايق به ما وراى طبيعى است كه زير بناى جهان هستى است .
تفسير ابيات مسيحيان باز به ناله و زارى در آمده گفتند : ما اسيران تو هستيم ، اين قدر به ما جفا مكن . از آن جهت كه آغاز هدايت و رشد ما با تو بوده است ، همين رهبرى را تا پايان كار و مقصد نهايى به عهده بگير ، تويى كه ناتوانى و دردهاى ما را مى دانى . حكمت اقتضا مى كند كه به مقدار توانايى زيرا هر چار پايى بار محدودى مى برد ، و هر مرغى دانه مناسبى را مى تواند تغذى نمايد . تو در حال خلوت ممكن است براى خود فعاليتهاى روحى بسيار عالى داشته باشى ، ولى براى ما قابل تحمل نيست چنان كه به كودك نوزاد كه شير خوار است ، دادن نان ستم در حق اوست . ما كه در راه هدايتى كه تو نشان دادهاى هنوز ورزيده نگشتهايم ، اگر از ما حمايت نكنى مانند آن مرغ كه پر نياورده مى خواهد بپرد ، لقمهء اقوياى جهان خواهيم گشت . تويى آن وزير با حكمت كه ديو را نطق تو خاموش مى كند . گوشهاى ما را صداى تو با حقايق آشنا مى سازد . اين كرهء خاكى با وجود تو براى ما بهتر از فلك به آن عظمت است ، تو نباشى فلك براى ما تاريك است ، و با وجود تو زمين هميشه براى ما روشن خواهد بود . تو بودى كه وسيلهء عظمت و ارتقاى روحى ما گشته ، ما توانستهايم از همين خاك پست بر فلك دست بياندازيم ، اگر در آسمان باشيم بدون وجود تو خاك پستى خواهيم بود . آرى ، اين افلاك با اين عظمت بلند و بالا مى نمايد ، ولى فقط از نظر صورت و ظاهر . آن رفعت حقيقى و معنوى در روان انسانى است كه تكامل و اعتلاء يافته است . آن جسمها كه رفعت صورى و ظاهرى را سپرى